Story cover for INSANE by MintSofi
INSANE
  • WpView
    LECTURES 464
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Chapitres 9
  • WpView
    LECTURES 464
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Chapitres 9
En cours d'écriture, Publié initialement déc. 10, 2021
|مجنون|
_________________________________________________________________________________
خندیدم،گریستی ! چرخیدم،گریستی ! بال گشودم،گریستی ! لبانم را برایت به حراج گذاشتم،گریستی ! پای کوبیدم و تو با دیگر گریستی !
گریستم و تو خندیدی !
خنده ای که جهنم را برایم بر بوم به الوان کشاند. 
جهنمی که آتش جنون زبانه کشیده اش را با قطرات بلورین جام بی انتهای چشمانم،همانند تویی که آنان را بر من روا داشتی، به خموشی گراییدم.
همین را می خواستی دیگر؟
ما،همین بودم.
در عینِ تضاد درهم پیچ خورده مان مرا در خود حل می کردی
 و حال 
می شود ذره های اصیلی که از شیره وجودم بر تو به تاراج گذاشته ام را دو دستی چنگ زده و بر من باز ندهی؟
_________________________________________________________________________________
_ Genre = Psychological _ Angst _ Classic tragedy 
_ Couple = VKook _ YoonMin _ NamJin
_ Writer = Filosofia
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter INSANE à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#132taekook
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ, écrit par meral_writ
72 chapitres En cours d'écriture
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Teach Me | یادم بده cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
Magic of green  cover
котёнок cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
•• Supreme ••  cover
love Wins  cover

•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

72 chapitres En cours d'écriture

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg