『 فـراری شـماره هشـت 』
| •Yoonmin ،Yeonbin
| •completed✔
| •criminal ,harsh ,smut
شوگا قاتلی که تو زندان آلاسکا گرفتار شده.
واقعا گرفتار نشده
اون فقط قلبش گرفتار نگهبان توش شده که براش کلکسیون عروسک هارو درست کرده
و میخواد که نشونش بده.
-
"اِس ملقب به شوگا ،قاتل روانی ,لعنتی روحیه درست و حسابی نداره "
نگاهش رو از همکارش جنی کیم دختری که بخاطر رفتار و شغل موردعلاقش مردای عادی رو از خودش میروند گرفت.
"وجودشم خیلی ترسناکه ،پارتنری نداشته؟"
"نمیدونم اگرم داشته بدبخت هوس کابوس کرده بوده"
"قضاوت نکن ببین چی باعث روانش شده میس جنی کیم."
وارنینگ:خشنه دیه❗
پر از غلط املائیه...اگه قراره کص بگین نخونین.فقط صیکتیرین.
[پایان یافته]
بابونه خاکستری... ♡
کاپل:یونمین...نامجین...♡
جیمین از یونگی خوشش میاد... ولی آیا... این احساس دو طرفس؟؟؟ آیا قراره جیمین با این ازدواج خوشبخت شه... یا... زندگیش تیره و تار شه...♡
♡♡♡♡♡
~ولی... یونگیا... من... من واقعا باید برم بیمارستان...
_کری؟؟؟ یا خودتو زدی به خریت؟؟؟ گفتن نه... حالا هر غلطی دلت میخواد بکن کسی که مریضه اینجوری تو خونه مثله اسب بالا پایین نمیره
~هق... یون...
_دهنتووو ببند... رو مخمی...الکیم آه و ناله نکن... از جلوی چشمام گمشو.... میبینمت حالم بد میشه
جیمین گوشیشو برداشت و به جین پیام داد
~(هیونگ... میشه... لطفا بیای پیشم؟ وسایلاتم بیار لطفا)