Story cover for Faded clouds by dimmest
Faded clouds
  • WpView
    LECTURES 123
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Chapitres 11
  • WpView
    LECTURES 123
  • WpVote
    Votes 37
  • WpPart
    Chapitres 11
En cours d'écriture, Publié initialement déc. 15, 2021
"ابرهای پژمرده"

و بالاخره وقتی خودش رو بهت نشون بده، می‌فهمی بهت نزدیک بوده. حتی نزدیک‌تر از تصویر خودت توی آیینه.

روزی روزگاری پنج جاد‌وگر بزرگ جادوهاشون رو ترکیب می‌کنن تا یه چیز بزرگ بسازن. اما تنها چیزی که می‌سازن یه مشکله، مشکلی که قراره تا نسل‌ها تعقیبشون کنه و نذاره شب‌ها راحت بخوابن
"اون فکر می‌کرد من قراره مردم رو از بیماری نجات بدم، در حالی که نمی‌دونست بیماری خود منم!"
پسری که قرار بود دنیا رو نجات بده، و دنیا رو دید که جلوی چشم‌هاش سوخت و تبدیل به خاکستر شد...

یه شاعر تو یکی از شعرهاش میگه: «آسمان زندگی من است، او پرنده‌ا‌ی است که در آن بال می‌گشاید، دیگری ستاره است، دیگری ماه است، اما تو! تو خورشید آسمان من هستی. تو تمام من هستی!» آسمون زندگی اون پسر حالا خیلی وقته که ابری شده. یه آسمون، پر از ابرهای پژمرده...


Story name: Faded Clouds
Genra: Dark fantasy
روزهای آپ: دوشنبه‌ و جمعه‌
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter Faded clouds à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#34story
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Łuŋa fºresŧ, écrit par SarahMp8
18 chapitres En cours d'écriture
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
Sweet Sense | حِسِ شیرین cover
Łuŋa fºresŧ cover
🥃 MY DARK HUNTER 2 🥃 cover
قوربانی cover
little ........shayli cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
Lutan | Vkook cover
My special omega cover
Lutan | Kookmin  cover
TᕼE ᒪOᔕT ᕼᗩᒪᖴ cover

Sweet Sense | حِسِ شیرین

39 chapitres En cours d'écriture

A Hybrid Story (Kookv) خواندن این فیکشن عواقبی نظیر بالا آوردن رنگین کمان و اکلیل و دچار شدن به مرض قند را به دنبال دارد. از این رو، از خوانندگان عزیز خواهشمندیم تمامی عواقب کار خود را به عهده بگیرند. لطفا با 'منطق' وارد نشوید. متشکرم. ---------------------------------- ◾ (در حال آپ) تایم آپ: نامشخص کاپل اصلی: کوکوی ساید کاپل: یونمین/نامجین ژانر: فانتزی، فلاف، کمدی، زندگی روزانه، +18❌