هیچوقت فکر نمیکرد بارون میتونه اینقدر سنگین باشه. سنگ ینتر از کارایی که روی دوشش بود، سنگینتر از نگاههای سرد بابا، حتی سنگینتر از سکوت مامان. جونگکوک، همیشه مجبور بود قوی باشه؛ واسه خونه، واسه مامان، واسه جیهون... واسه مینسو. ولی وقتی پای نیویورک وسط اومد، همهچی تغییر کرد. فکر میکرد فقط داره خواهرشو همراهی میکنه تا رویاشو پیدا کنه. اما هیچکس نگفت اون سفر، زندگیش به جهنمی میکشونه که راه برگشتی نداره. هیچکس نگفت بهای رویاها میتونه مرگ باشه. ژانر: درام، معمایی/جنایی، روانشناختی، تزاژدی، اجتماعی، اسمات، رومنس
More details