The Sky At 10:15 AM

The Sky At 10:15 AM

  • WpView
    Membaca 10,647
  • WpVote
    Vote 1,530
  • WpPart
    Bab 13
WpMetadataReadLengkap Kam, Des 30, 20211j 50m
WpInfo
Fiksi Penggemar
Stray Kids
🍂 کاپل: تومین (مینهو و سونگمین) 🍂 ژانر: انگست، تراژدی، درام 🍂 نویسنده: cygnus (AO3) "بالاخره سونگمین اعضای گنگ رو دوباره جمع کرد ها؟" شوخی مینهو نادیده گرفته می‌شه وچانگبین صورتش رو چروکیده می‌کنه. "فکر نمی‌کنم الان زمان مناسبی برای خوشمزگی کردن باشه مرد." هشدار: اگه مرگ براتون موضوع حساس یا ناراحت‌کننده‌ای به حساب می‌آد لطفا بااحتیاط شروع به خوندن این فیکشن کنید چون همراه این فیک شیرجه‌ی عمیقی به درون خاطرات، سوگواری، مرگ و حسرت خواهید زد.
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#601
leeminho
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Darvin's Clover | VKOOK
  • MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱
  • ɴᴇᴠᴇʀ ᴀɢᴀɪɴ
  • Waldosia
  • The CALLEE || Yoonmin ✔
  • THE RIFT | KOOKV
  • 𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐌𝐈𝐍𝐃 | ذهن تاریک
  • 𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑶𝒏𝒆 𝑫𝒂𝒚 | 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒈𝒊
  •  grumpy alpha

┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan