《Indemnity》

《Indemnity》

  • WpView
    Reads 363,976
  • WpVote
    Votes 37,711
  • WpPart
    Parts 41
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Aug 6, 2022
تهیونگ و جونگ کوک با هم ازدواج کردن ولی جونگ کوک هیچ علاقه ای به زندگی با تهیونگ نداره... از این رو دختر دایی کوک که عشق اولش هم محسوب میشه با اینکه میدونه اون ازدواج کرده داره از آمریکا برمیگرده تا با هم نامزد کنن... . . + فقط میتونم از قلبم خواهش کنم که ببخشتت و ازت متنفر نباشه . + دیگه هیچ حسی بهت ندارم... میفهمی؟ . + میدونم که دارم با بی رحمی تمام این حرفارو بهت میزنم... اما از اینکه تو این موقعیتی ناراحت نشدم... این وضعیت پیش اومده تاوان تو بود... تاوان کاری که با قلب شکسته ی من کردی . 🦽Genre: Angst | Drama | M' preg | Romance | Slice of life |
All Rights Reserved
#7
minv
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Blue Ice.
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • Challenge = life
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • [ My Lost Angel ]
  • Blueberry scent
  • dancing on glass🍷
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • Brothers (Taekook)
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

More details
WpActionLinkContent Guidelines