Suddenly

Suddenly

  • WpView
    Reads 880
  • WpVote
    Votes 133
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureComplete Wed, Jan 12, 2022
ꮺ ᚜ OneShot ᚛ ᯁ Gᴇɴʀᴇs ⤷ Hybrid ⤷ Smut ⤷ Romance ⤷Drama ᯁ Cᴏᴜᴘ: ⤷ Yoontae ᯁ Wʀɪᴛᴇʀ: ElmiraBV خلاصه:⇠❝ لعنت یونگی...تو یه آیدولی نباید اینطوری یه گربه کثیف و خیابونی رو ببری خونه‌ات...اگه تو رو هم مریض کنه چی؟
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Cafune
  • my saveg cat
  • ARSONIST'[KV],by Medusa;
  • Red Line ( خط قرمز )
  • ‏dernière mélodie|Vkook
  •  Devil and Death
  • 	Coffee and Violin ☕️✨
  • sweet school's  diaries
  • ...SATIVA...[COMPLETED]
  • LOVERᵏᵒᵒᵏᵛ༉
Cafune

و انگار که نتونسته باشه خود دار بمونه، با اشکی که ناخواسته رو گونش میریخت‌، دست گذاشت رو سینه‌ی پسرِ مقابلش و لب باز کرد تا جور دیگه‌ای گِله کنه. -اصلاً... امشب تولدمه؛ چرا یادت نیست؟ با دلگیری به چشم های جونگکوک خیره شد و با درک نکردنِ حسِ چشماش، اشکاش با شدت بیشتری راه خودشون رو پیش گرفتن. امشب حتی ذره‌ای ملاحظه تو وجودش نداشت... تمامِ درد ها و سختی هاش با چسبیدن به قفسه‌ی سینش‌، فرصتِ ابراز میخواستن و انگار‌ این جملات همون درد ها و سختی ها بودن که بیرون ریخته شدن! -سه ساله بهم تبریک نگفتی... چرا بهم نگفتی تولدت مبارک کافونه؟ تک به تکِ کلماتش‌، حال عجیبی به جونگکوک میدادن جوری که با شنیدن "کافونه" بی طاقت لب گزید و نگاهش رو به سقف داد. کاش این سؤال هایی که داشتن جونش رو میگرفتن... همین الان تموم میشدن! -چرا منو نگاه نمیکنی؟ مگه من کافونه‌ی تو نیستم؟ فشار دندونای پسر کوچیکتر رو لبش بیشتر شد و نفسش به شمار افتاد. تهیونگ خبر داشت با این طوری حرف زدنش، داره چی به سرش میاره؟. -بسه... ژانر: پزشکی، روزمره، رمانس، انگست کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین دیلی من: In_blueside@

More details
WpActionLinkContent Guidelines