Story cover for Without me |||KTH  by Teddima
Without me |||KTH
  • WpView
    LECTURAS 43,648
  • WpVote
    Votos 5,195
  • WpPart
    Partes 60
  • WpView
    LECTURAS 43,648
  • WpVote
    Votos 5,195
  • WpPart
    Partes 60
Concluida, Has publicado ene 15, 2022
Contenido adulto
Genre : [BDSM] [smut] [slice of life] [angst] 

[boyxgirl] [Romance] [happy end ] +18

وضعیت: کامل شده 👌

ماجرای دختری که عاشق پول و قدرته،پسری که همه ثروتش رو یک شبه از دست میده و به اون دختر حریص و خودخواه پناه میبره.

کیم نامجون،رئیس مغرور و سخت پسندی که عاشق مسئول بخش مغز و اعصاب بیمارستان خودش میشه.

دختر دستیاری که توی مهمونی با یه مرد فوق میلیونر آشنا میشه.
«««««««««««««««««««««««««««««««««««««««««
نامه ششم:

عروسک من، هیچ عروسک‌گردانی مثل من نمیتونه تو رو روی انگشتش بچرخونه، چرا اجازه میدی که اون عروسک گردان حریص انگشتان زبرش روی بدن پنبه ایت بکشه و توی تن ظریفت سوزن های بزرگ و آزار دهنده فرو کنه؟

ای کاش می‌تونستم جلوی اون مرد حریص رو بگیرم و عروسک خاص، بی مانند و زیبایی مثل تو رو از آن خودم کنم.

»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»

چی میشه اگه به یکی کلی محبت کنی و بزاره بره ؟ 
دقیقا سومین همین کار رو کرد و تنها چیزی که در مقابل گیرش اومد ؛ چیزی جز درد عشق و تنهایی نبود .


کاپل ها:تهیونگ و سومین،نامجون و نارین، هوسوک و جیسو

⚠️WARNING SEXUAL CONTENT ⚠️
Todos los derechos reservados
Tabla de contenidos
Regístrate para añadir Without me |||KTH a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
᭝‌ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 de Aristya_1016
74 partes Concluida
،، وضعیت: پایان‌یافته𓏲 ⤎ زمانی که مین تیا از فشار زندگی نکبت‌بارش می‌خواست به زندگی خودش خاتمه بده، یک سانحه توی نظام هستی به وجود اومد. شاید تیا از درون مرد اما جسم اون هنوز زنده بود! یک سفرِ روح، شخصی رو از گذشته به آینده کشوند و در جسم اون زنده کرد. پارک تانیایی که توی تاریخ به زنی بی‌رحم مشهور بود حالا در جسم ضعیفی چشم باز کرده بود تا سرنوشتش رو کامل کنه. شاید تانیا دلش می‌خواست زندگی جدیدی رو شروع کنه اما خون یک نفر روی دست‌هاش سنگینی می‌کرد و به قتل متهم بود. عشق چطور؟ جونگ کوک می‌تونست قلب سرد اون رو گرم کنه؟ ⋅───╼─╾───⋅ جونگ‌کوک با انگشت شست مشغول نوازش گونه نرمم که به خاطر اشک‌ نسبتا مرطوب شده بود، شد. خشکی لب‌هام باعث می‌شد طعم بوسه‌ای که داشت بهم هدیه می‌داد مزه درد و عجز بگیره. - می‌ترسم از روزی که مجبور باشم این لب‌های باریک و این آغوش امن رو رها کنم و برم. با چشم‌هایی که تنها به لب‌هام خیره بود و چونه‌ام رو نگه داشته بود، زمزمه کرد: - نترس به خاطر اینکه حق همچین کاری رو بهت نمی‌دم... هر جا تو باشی من هم همون‌جا هستم چون ستاره همیشه کنار ماهِ تیره‌اش می‌درخشه! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Min Tia ⤷ Park Jimin x Kim Hara ⤷ Luhan x Park Tanya ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Fantasy ⤷ Historical ⤷ Mystery ᝰ UP: یک‌بار در هفته
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 de ihatemae
29 partes Continúa
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
Chosen by moon 🌙  cover
𝓑𝓵𝓪𝓬𝓴 𝓡𝓸𝓼𝓮 | رز سیاه cover
Freesia  [vkook] cover
᭝‌ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 cover
puppet🃏 cover
Mafia's Revenge Bride | عروس‌ مافیای‌ انتقام‌جو cover
Theta | تتا cover
вℓσσ∂ мσηєу🤍 cover
BTS Scenario  cover
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 cover

Chosen by moon 🌙

55 partes Concluida Contenido adulto

ژانر:امگاورس-اسمات-عاشقانه-تاریخی-رازآلود-کمی درام Couple:jungkook&girl .namjin فصل دوم در حال اپ:chosen by destiny 🔆 -واسه این ولت کردم.پدرم میخواست منو به جنگ بفرسته.نمیدونستم زنده برمیگردم یا نه.نمیخواستم دختر کوچولوم هر هفته منتظرم بمونه و با نیومدنم ناامیدش کنم ماتم بردو اشک چشمامو پر کرد لبخندی زدو سرشو چرخوند:ببخشید اگه خیلی دلت برای خرگوشی تنگ شد.ولی خرگوشیت تو همون جنگ اول مردو من جاش به وجود اومدم.یه گرگ نفرت انگیز . . . . -اوم ...خیلی تنگی امگای من ولی الفات میدونه چجوری از پست بربیاد .اگه انقد چموش نبودی کاری میکردم الان حس کنی روی ابرایی ولی تو لیاقتشو‌نداری.تو فقط باید زیر الفات از درد ناله کنی دستشو آورد رو شکمم و همونجور که توم ضربه میزد دستشو رو نافم گذاشتو نیشخندی زد :حسش میکنی امگا؟؟؟؟دیک الفات که تا اینجا میاد توت رو‌حس میکنی مگه نه؟؟؟