invisible world 《Vkook》

invisible world 《Vkook》

  • WpView
    LECTURAS 13,481
  • WpVote
    Votos 2,134
  • WpPart
    Partes 38
WpMetadataReadContenido adultoContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación jue, ago 21, 2025
WpInfo
Ficción
Fantasía
چی میشه اگر جونگکوکی که تمام زندگیش سختی کشیده و آسیب دیده وارد دنیایی بشه که نه تنها هیچ آشنایی باهاش نداره که در اون به شدت آسیب پذیره تره و انواع خطر ها تهدیدش میکنه... البته اگر عشق رو نادیده بگیریم... کاپل: taekook(اصلی) کاپل فرعی : نامشخص ژانر: معمایی ، تخیلی ، فانتزی نویسنده : Moon.hunter زمان آپ : سعی میکنم هفته ای یک پارت یا بیشتر آپ کنم. #1taekook #1jinkook
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • womb of oblivion
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • The miracle of birth
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • Daddy And Little Girl
  • ~Where's My Angel❄
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • هل سيعود كل شي...؟
  • CHROMANDA | VKOOK
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido