HOW AM I🐾

HOW AM I🐾

  • WpView
    Reads 61
  • WpVote
    Votes 15
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jul 2, 2022
WpInfo
Fiction
Fantasy
عنوان : 🐾how am I ------ ژانر :علمی تخیلی ، ماورطبیعی ، رمان ، طنز ، عاشقانه ، فانتزی ، ماجراجویی ، معمایی، تریلر ، جادویی ، تاریخی ، زنان ، گرگینه ، خوناشامی ، ...... ------ نویسنده :ATOO tootfarangy🍓 ------ کاپل ها : چانبک ، هونهان ، کایسو ،کیریسهو، کاپله اصلی چانبک شرح : این داستانی که میخوام بنویسم خیلی بلنده و فصل بندی میشه همونطور که از تعداد ژانر ها و متنوع بودنشون پیداس باید بگم داستانیه که با کلی چیز در یک جا روبرو میشید خلاصه ی داستانمون از این قراره که بکهیون پسریه که در اثر اتفاقی حافظه ی خودشو از دست داده و حالا و چانیول میخواد کمکش کنه تا بتونن بفهمن در گذشته ی اون چه اتفاقاتی افتاده به نظرتون اون پسر میتونه چند سالش باشه ؟ یا چه اتفاقاتی براش افتاده ؟ و با چه کسانی روبرو شده ؟ روز خاصی برای پارت نداریم ولی به موقع هفته ای سه پارت اپ کنم یه موقع یکی 😶🍓
All Rights Reserved
#260
اکسو
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • CHROMANDA | VKOOK
  • هل سيعود كل شي...؟
  • The miracle of birth
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • ~Where's My Angel❄
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • womb of oblivion
  • Daddy And Little Girl

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines