Diary Man

Diary Man

  • WpView
    Reads 1,385
  • WpVote
    Votes 157
  • WpPart
    Parts 17
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Sep 16, 2023
کیم تهیونگ نویسنده مشهور رمان های عاشقانه و +18 بعد از شکست آخرین کتابش در حالی که بشدت از درک تفاوت میان عشق و سکس عاجزه بعد از اسباب کشی کردن به خونه جدیدش متوجه یک دفترچه خاطرات قدیمی و با یک چالش بزرگ روبرو میشه....... پسر توی خاطرات از عشق عمیق‌ و شدیدش میگه و تهیونگ دچار سردرگمی میشه.... باید دید این دفترچه خاطرات چطور راه زندگی تهیونگ رو تغییر میده و اون رو با مرد خاطراتِ پسر درون قصه روبرو میکنه.... قسمتی از داستان: لغزیدن قطره های عرق رو روی ستون فقراتم حس می کردم...دست های جونگکوک در تلاش برای باز کردن کمربندم بود که خودمو کمی عقب کشیدم ودرحالی که نفس نفس میزدم توی چشمهاش خیره شدم: _بریم اتاق؟ سرشو به نشانه ی نه تکون داد و بعد از چند ثانیه که بهم چشم دوخته بودیم با صدای ارام و دو رگه ای زمزمه کرد: _نه...همینجا...همین که حس کنم هه می پشت در صدامون رو میشنوه...به اندازه ی یک ساک لذت داره..! %%%%%%%%%% کاپل اصلی : ویکوک _ کوکوی کاپل فرعی : کوکمین
All Rights Reserved
#34
angest
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines