″من مریضتم تهیونگ″
″مهم نیست″
″اسم من تو لیست مریضای روانیه″
″اهمیتی نمیدم...″
″دوست داشتن من گناهه...″
″پس در این صورت من یه گناهکار به حساب میام″
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل های فرعی : یونمین؛نامجین
ژانر : عاشقانه، روانشناسی، تیمارستانی، درام، اسمات
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
||complete||
یک کافه، یک سری نامه نانوشته و احساساتی که هیچگاه ساده بیان نمیشن
جین، یونگی و تهیونگ هرکدام در مسیر خود به دنبال عشقی گمشدهاند آیا کلمات میتوانند پل بسازند؟ یا در لابهلای خطوط، برای همیشه گم خواهند شد؟