Disappeared | NamJin [COMPLETED]

Disappeared | NamJin [COMPLETED]

  • WpView
    Leituras 4,255
  • WpVote
    Votos 1,111
  • WpPart
    Capítulos 15
WpMetadataReadMaduroConcluída qua, abr 13, 2022
WpInfo
Fanfic
BTS
✾ ناپدید شده | 𝕯𝖎𝖘𝖆𝖕𝖕𝖊𝖆𝖗𝖊𝖉 ✾ [کامل‌شده] × داستان کوتاه × ◃ کاپل ⬳ نامجین ◃ ژانر ⬳ فلاف، عاشقانه، درام ◃ نویسنده ⬳ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ◃ دور تا دور اون اتاق، با دراورهای چوبی و قدیمی اشغال شده بود و روی همشون پر بود از مجسمه‌های چینی، اسکلت‌های خوف‌ناک، تعداد قابل توجهی خنجر‌ زنگ زده، سازهای سنتی کره‌ای و وسایل غریبی که هیچ‌کس هیچ ایده‌ای در مورد ماهیتشون نداشت! مردی قدبلند و چهارشونه، میون بوی تند و سرسام‌آور عود، پشت میز مربعی‌ شکل و کوچیک نشسته بود. لباس حریر قرمز رنگ و بدن‌نمایی به تن داشت و شلوار ساده‌‌ی مشکی رنگش، به پاهاش چسبیده بود... - پاسور، تاروت، قهوه، کف‌بینی. کدوم؟ × این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. ×
Todos os Direitos Reservados
Junte-se a maior comunidade de histórias do mundoTenha recomendações personalizadas, guarde as suas histórias favoritas na sua biblioteca e comente e vote para expandir a sua comunidade.
Illustration

Talvez você também goste

  • Bleak Farewell | Yoonmin (Completed)
  • 𝐍𝐈𝐊𝐎𝐓𝐈𝐍 | 𝐇𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 +18
  • Voice of Crime | Sope
  • 5 years
  • Devil's children
  • 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕𝒔 𝑩𝒆𝒏𝒆𝒂𝒕𝒉 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒆𝒕𝒂𝒍𝒔|𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏
  • F̶𝗋𝖺𝗎𝖽𝖾𝗌𝗍𝖾𝗋𝗌 || K̶𝗈𝗈𝗄𝗏 (S2) ✔︎
  • Survivor_Love2
  • Survivor_Love🍄🧸
  • 7

♤ Name : "Bleak Farewell" ♤ Couple : Yoonmin ♤ Side Couple : VKook, NamJin ♤ Genres : Dark Romance, Drama, Angst ♤ Writer : @bebygun ᯓ می‌خوانیم: "هر بار که خنکای هوای ماه سپتامبر از لای پنجره ی نیمه باز میخزه میون اتاق و هر بار که پرده به رقص درمیاد و راه می کشه تا برسه به تختم، تو رو می بینم که لا به لای پرده ها ایستادی کنار پنجره و صورت قشنگت با نور بی رمقِ تازه از راه رسیده، نیمه روشنه. به یادتم و می بینمت و... جای تو خالیه. فکر می کردم امکان نداره... فکر می کردم نبودنت، رفتنت، یه چیز محاله... ولی حالا تو نیستی و یاد تو از در و دیوار این خونه چکه می کنه و با این حال، این زندگی هنوزم وجود داره. آغوشم خمار تنته و گوشهام خالی از صدات و با این حال انگاری مردن به همین سادگی ها هم نیست. " 🩶🤍🩶🖤🩶🤍🩶🖤🩶🤍🩶🖤🩶🤍🩶 خلاصه: مین یونگی و دوست‌پسرش، پارک جیمین، زندگی عاشقانه ی فوق‌العاده‌ای دارن. اما توی یه روز لعنت شده، جیمین بهش میگه که داره ازش جدا میشه... و بعد از اون، زندگی یونگی زیر و رو میشه. اون دلیل این جدایی رو نمی‌فهمه، چون نمیتونه 'دیگه نمیخوامت' و 'بدون تو هم میتونم'های جیمین رو باور کنه. این روایت، عاشقانه‌ای غلیظ و آمیخته با غم ِ جدایی یونگی از عشق زندگیشه و داستان راه هایی که برای برگردوندن جیمینش و فهمیدن دلیل این جدایی طی میکنه.

Mais detalhes
WpActionLinkDiretrizes de Conteúdo