Disappeared | NamJin [COMPLETED]

Disappeared | NamJin [COMPLETED]

  • WpView
    Reads 4,100
  • WpVote
    Votes 1,067
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadMatureComplete Wed, Apr 13, 2022
✾ ناپدید شده | 𝕯𝖎𝖘𝖆𝖕𝖕𝖊𝖆𝖗𝖊𝖉 ✾ [کامل‌شده] × داستان کوتاه × ◃ کاپل ⬳ نامجین ◃ ژانر ⬳ فلاف، عاشقانه، درام ◃ نویسنده ⬳ 𝕐𝕦𝕞𝕖 ◃ دور تا دور اون اتاق، با دراورهای چوبی و قدیمی اشغال شده بود و روی همشون پر بود از مجسمه‌های چینی، اسکلت‌های خوف‌ناک، تعداد قابل توجهی خنجر‌ زنگ زده، سازهای سنتی کره‌ای و وسایل غریبی که هیچ‌کس هیچ ایده‌ای در مورد ماهیتشون نداشت! مردی قدبلند و چهارشونه، میون بوی تند و سرسام‌آور عود، پشت میز مربعی‌ شکل و کوچیک نشسته بود. لباس حریر قرمز رنگ و بدن‌نمایی به تن داشت و شلوار ساده‌‌ی مشکی رنگش، به پاهاش چسبیده بود... - پاسور، تاروت، قهوه، کف‌بینی. کدوم؟ × این داستان کوتاه در کانال تلگرامی @BTS_FICTIONS منتشر شده. ×
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒ�ᵒᵏ
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • | 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • •• Supreme ••
  • His To Ruin | KookV
  • котёнок
  • 𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺»
  • 𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱
  • 𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ]

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg

More details
WpActionLinkContent Guidelines