"ناخواسته"
نباید اتفاق می افتاد.
این به هیچ وجه نمیتوانست اتفاق بیوفتد.
دستی روی سینه اش گذاشت ، اما میدانست قلبش از عمد سعی در بالا آمدن از گلویش میکند.
و آنجا بود که فهمید همه چیز با از هم گسیختگی زندگی اش شروع به جریان کرد..
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.