Story cover for ENCOUNTER by ukiyostory
ENCOUNTER
  • WpView
    Reads 32,354
  • WpVote
    Votes 7,562
  • WpPart
    Parts 52
  • WpView
    Reads 32,354
  • WpVote
    Votes 7,562
  • WpPart
    Parts 52
Complete, First published Feb 25, 2022
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔
─کاپل: ییـــژان
─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی
─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88
─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ
─روز آپ: 5 شنبه
 
─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست  پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. 
بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها  شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها.
اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟!

➥All rights reserved to the original
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add ENCOUNTER to your library and receive updates
or
#2fancy
Content Guidelines
You may also like
I hate you but I love you | ازت متنفرم اما دوستت دارم by Supernatural313
19 parts Complete
📌وضعیت: پایان یافته💜📚 I hate you but I love you... روزی که اسمش رو در لیست متهمان دید، همه‌چیز در وجودش فرو ریخت. کسی که روزی عشقش بود، حالا در لباس نارنجی زندان، متهم به قتل نشسته بود... شیائو ژان، وکیلی نابغه، مردی که همیشه قانون برایش مقدس بود- حالا متهم است به قتل یکی از موکلانش، ساموئل ال جکسون، ثروتمندی که نامش لرزه به جان شهر می‌انداخت. اما پشت این قتل، رازی نهفته است... رازی که تنها ژان و وانگ‌ییبو از آن خبر دارند. وقتی عشقِ کهنه دوباره مقابلت می‌نشیند، وقتی میان وظیفه و احساس، قانون و وجدان، گرفتار می‌مانی- دیگر هیچ بازجویی ساده‌ای وجود ندارد. او گفته بود: «اون مرد لیاقت زنده بودن رو نداشت.» اما چرا؟ و حالا وانگ‌ییبو باید بفهمد، قاتلِ معشوق سابقش است... یا قربانیِ سیستمی که حقیقت را پنهان کرده. یک عشق ممنوعه. یک جنایت رازآلود. و دو قلب که هنوز هم، میان نفرت و عشق، به هم گره خورده‌اند. #رمان_ازت_متنفرم_اما_عاشقتم یه سر بزن پشیمون نمیشی❤️ #ییبوتاپ #هپی‌اند #S_M_H
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 by jikook9740
60 parts Ongoing
"برشی از رمان📃🌱" جیمین:ددیییییی. تهیونگ:چی شده پسرم چرا داری باز نق میزنی؟ جیمین:خو ددی از وقتی هانول اومده فقط به اون توجه میکنید مگه من بیبی تون نیستم؟ ددی کوک با خنده از پشت بغلم کرد و آروم دم گوشم پچ زد:تو همیشه پسر کوچولوی ما میمونی...فرشته کوچولوی من.🍼🐥 ☆ ☆ ☆ "تروپ داستان🌱" جیمین کوچولوی قصه ما،یه لیتل کیوت شیرینه که بخاطر مشکلات زندگیش از خونه خودش فرار میکنه.و حالا...تو این مسیر به یه زوج مافیایی برخورد میکنه،ینی کیم تهیونگ و جئون جونگکوک. اما...اون دوتا انسان های عادی نیستن...ینی جیمین کوچولو میتونه به اونا اعتماد کنه؟✨️ کاپل اصلی فیک:ویمینکوک🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی ژانر کلی:بی دی اسم ام،تریسام،عاشقانه،صافت،تخیلی،گرگینه ای. نویسنده:M.S "این اولین فیک منه و پر از اشکاله،سر فرصت حتما این فیک ادیت میشه🫠✨️" "امیدوارم از خوندن فیک من،لذت کافی رو ببرید🎀" #BDSM #Daddy #Little #Vminkook
You may also like
Slide 1 of 10
Silent Pulse (aslaz) cover
I hate you but I love you | ازت متنفرم اما دوستت دارم cover
Broken Souls cover
🍷Vampire cover
Blood Sacrifice  cover
گمشده در دستان تو cover
THE OLD WHISKEY cover
invisible protector [Complete] cover
 🔞من همخوابه ی هیونگام شدم!  🔞 I slept with my brothers! 🔞 cover
𝑴𝒚 𝒘𝒆𝒓𝒆𝒘𝒐𝒍𝒇 𝒅𝒂𝒅𝒅𝒊𝒆𝒔🐺🪽 cover

Silent Pulse (aslaz)

5 parts Ongoing

Vampires, werewolves, and witches... These names had always belonged to the pages of fairy tales and works of fiction - or so Asi believed.Until one night, when being in the wrong place at the wrong time changed her life forever. Asi and her sister, Leyla, as the last orphans of the home, are taken under the guardianship of the enigmatic sisters of an ancient bloodline - Hande and Şebnem Duğandemir. This marks the beginning of a new city, a new house, and a new school for Asi. But this town is unlike any other, and its people bear no resemblance to ordinary humans. Something here is different - perhaps one thing, perhaps many. And Asi does not realize the truth until a fateful misstep entwines her destiny with Alaz - the youngest original vampire of the Soysalan bloodline. On a night of the full moon, a single mistake is enough for the gates will be open, which can never again be closed; and from that moment, the fate of Asi and Alaz is woven together for eternity. Now Asi has stepped into a world she has no desire to remain in - a world where a silent enmity has lingered for centuries, smoldering like fire beneath ash, waiting to rise again. But can Asi escape this war? Or will her presence among the vampires ignite an even greater conflict? And Alaz - the only one who stands by her side in this uneven battle - how far can he go to protect her? For the sake of staying together, what price are they willing to pay?