My boxer_kookmin

My boxer_kookmin

  • WpView
    Reads 60,086
  • WpVote
    Votes 10,341
  • WpPart
    Parts 39
WpMetadataReadComplete Thu, Aug 4, 2022
WpInfo
Fanfic
BTS
این رمان برگرفته و بازگردانی از یه رمان خارجیه حتی ممکنه بعضیا خونده باشن من پیشنهاد میکنم بخونیدش لطفا نظر بزارید و ووت فراموش نشه اگه خلاصه بگم داستان اسپویل میشه 💋❤❤❤❤❤
All Rights Reserved
#23
kookmin
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • JEALOUSY ~vminkook~
  • "Room 308"*کوکمین*
  • Taste Like Honey
  • Salvatore
  • kook/vmin au
  • 🍒Cherry Lips 💋
  • serendipity(ترجمه شده)
  • Lutan | Kookmin
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • my litter love 💫 (Kookmin)

حسادت نویسنده:dastsnmarz کاپل:ویمینکوک ژانر:عاشقانه،تریسام،اسمات،جدایی اپ:شنبه ها بحثشون شدت گرفته بودو تقریبا داشتن دعوا میکردن و اهمیتی به کوچولوشون که از ترس تو خودش جمع شده بود نمیدادن ناگهان تو اون تاریکی جاده نور زیادی سمتشون اومدو برخورد بدی با هم کردند. راننده ماشین سنگین پایین اومدو سمت اون سه رفت میخواست مطمئن بشه همشون مردن تا به رییسش خبر و برسونه پول خوبی که بتونه قرضاشو پس بده بگیره،اون دو نفر بعد از برخورد کردن درجا جونشونو از دست داده بودن،نگاهی به کوچولو انداخت اون دستشو سمت مرد دراز کرده بودو ازش کمک میخواست برای نجات دادن پدر مادرش اما راننده فقط به اون خیره بودو منتظر مرگش بود ناگهان چشماش بسته میشه و دستاش اروم اروم پایین میاد و راننده مطمئن میشه که دیگه اون خانواده وجود نداره. گوشیشو درمیاره و تماسی میگیره ▪︎رییس،انجام شد ~مطمئنی همشون مردن؟؟هیچکدومشون نباید زنده باشن ▪︎بله رییس مطمئنم،بچشون یکم بیشتر از خودشون جون داد ولی کار اونم تموم شد ~باشه،برات واریز میکنم تماسو قطع کرد بعد از پیام واریزی سوار ماشین شدو از اونجا دور شد غافل از اینکه بچه نمرده بودو فقط بیهوش شده بود،اون بچه کسی نبودجز......

More details
WpActionLinkContent Guidelines