یکی دیگر

یکی دیگر

  • WpView
    Reads 5
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadComplete Sat, Mar 19, 2022
WpInfo
Non-Fiction
ایده‌ی داستان از اینجا اومد که: پیرمردی که مدام سعی می‌کند یک روز خوب داشته باشد. مثلا از کل تابستان متنفر است، و همیشه منتظر پاییز است. پاییز اتفاقی بدتر از آن اتفاقی که در یکی از تابستان‌ها رقم خورده بوده می‌افتد و او نومیدتر می‌شود. از زمستان چندان خوشش نمی‌آید اما سعی می‌کند در آن چیزی بیابد. زمستان عادی به پیش می‌رود و بنابراین پناهگاهش می‌شود. حالا همیشه منتظر زمستان است. در زمستان هم اتفاق بدی برایش می‌افتد‌. حالا حتی اتفاقی خوب کوچکی برایش در تابستان می‌افتد و به خودش می‌گوید خب! این یعنی مطمئنا تابستان خوبی است، ولی تصاویر گذشته شدت بیشتری به خود می‌گیرند و چون پتکی بر سرش کوبیده می‌شوند. تابستان را به تلخی سپری می‌کند. و دیگر منتظر هیچ روزی نیست. اتفاقات کوچکی دور و برش می‌افتند اما بار گذشته‌ها رهایش نمی‌کند. هر کس را که شبیه خودش، منتطر یک روز خوب می‌بیند، تحقیر و ریشخند می‌کند. سلایقش را به تحقیر می‌گیرد. حالا ایام مختلف را نگاه می‌کند. سعی می‌‌کند از چیزهای کوچک لذت ببرد، اما همان را هم یک اتفاق بسیار بزرگتر خراب می‌کند. ایامی که برایش باقی مانده‌اند را در دفتری ثبت می‌کند. روزها می‌گذرند و یکی یکی کم می‌شوند‌. تک و تنها در جایی جان می‌دهد و می‌میرد. درست هنگام مرگ،
All Rights Reserved
#19
کوتاه
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • MONGOLIA BUTTERFLY (kookv)
  • Yes Master! [Kookv_yoonmin]
  • Vmin Tweet👥
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • Threesome + 1 ~ Vkook , Yunmin
  • loving you (persian translation)
  • My pink snowflake
  • Lezbian(oneshot Storys)
  • 𝙈𝙧. 𝙋𝙤𝙨𝙩𝙢𝙖𝙣࿐
  • Top Omega

نام: پروانه مغولی 💫 به آرامی پانسمان وحشی را لمس کرد، کم کم سرش را جلو برد و با احتیاط بوسه ای به زخم وحشی زد جونگکوک: امروز به یک گله آهو برخورد کردم، به سمت یکی شون تیر نشونه رفتم تهیونگ: اما همراه سر تورال آهویی نیاوردی وحشی وحشی سرش را به سمت پروانه چرخاند و درون چشمان آهو مانندش خیره شد، چشمانی که دنیایی درون خود داشتند جونگکوک: همراه سر تورال آهو هم میاوردم اگر چشمان آهو منو یاد چشمان تو نمی انداخت پروانه چشمان پروانه لرزید و دنیای لرزانش دل وحشی را به لرزه انداخت، Couple: kookv genre: history_ smut _actione

More details
WpActionLinkContent Guidelines