7 Days.
  • WpView
    Reads 727
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 7
WpMetadataReadComplete Wed, Apr 6, 2022
"هفت روز. توی هفت روز اونا اهداف زندگیشون رو میگفتن. تک‌تکشون پر از تنفر بودن." آروم گونه‌ش رو نوازش کرد و ادامه داد. "منتظر بودم. منتظر کسی که بخواد خورشید خونه‌ی تاریک و سردم بشه." "و پیداش کردم. آفتاب گرمم رو توی سردترین نقطه‌ی اِلیزیوم. جایی که قراره با وجودت گرمش کنی."
All Rights Reserved
#426
lgbt
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Freesia | vkook
  • 𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘
  • 𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺»
  • 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐭𝐭𝐲
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇
  • 𝔠𝔬𝔣𝔣𝔢𝔢 𝔥𝔞𝔱𝔢
  • Golden Captain
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • you're our boy / Vkookmin
  • котёнок

[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ...

More details
WpActionLinkContent Guidelines