7 Days.
  • WpView
    Reads 736
  • WpVote
    Votes 195
  • WpPart
    Parts 7
WpMetadataReadComplete Wed, Apr 6, 2022
WpInfo
Fiction
Romance
"هفت روز. توی هفت روز اونا اهداف زندگیشون رو میگفتن. تک‌تکشون پر از تنفر بودن." آروم گونه‌ش رو نوازش کرد و ادامه داد. "منتظر بودم. منتظر کسی که بخواد خورشید خونه‌ی تاریک و سردم بشه." "و پیداش کردم. آفتاب گرمم رو توی سردترین نقطه‌ی اِلیزیوم. جایی که قراره با وجودت گرمش کنی."
All Rights Reserved
#346
lgbtq
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘
  • 𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏�𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔
  • Liora│لیورا
  • Seoul City|سئول سیتی
  • YOU BELONG TO ME |  VK
  • котёнок
  • 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘦𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘪𝘯𝘴𝘵𝘪𝘯𝘤𝘵
  • bleak'
  • ll KookV ll
  • you and i

جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️

More details
WpActionLinkContent Guidelines