Story cover for diary (Complete) by GhzlKbi
diary (Complete)
  • WpView
    LECTURES 9,602
  • WpVote
    Votes 1,370
  • WpPart
    Chapitres 21
  • WpView
    LECTURES 9,602
  • WpVote
    Votes 1,370
  • WpPart
    Chapitres 21
Terminé, Publié initialement mars 27, 2022
𝙣𝙖𝙢𝙚:𝙙𝙞𝙖𝙧𝙮

𝙜𝙚𝙣𝙧𝙚:𝙙𝙧𝙖𝙢𝙖 𝙖𝙣𝙜𝙚𝙖𝙩 
                                                ⤥(ѕᴍụᴛ ʙ×ʙ)
𝙘𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚:𝙢𝙞𝙣𝙨𝙪𝙣𝙜
                                    ⤥(𝖼𝗁𝖺𝗇𝗆𝗂𝗇)
𝙬𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧:𝙙𝙖𝙧𝙠𝙗𝙞𝙣258

𝙩𝙧𝙖𝙣𝙨𝙡𝙖𝙩𝙤𝙧:𝙜𝙝𝙯𝙡𝙠𝙗𝙞



❞توی دفتر خاطرات جیسونگ چی میتونه باشه؟
_مینسونگ❝
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter diary (Complete) à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#26fic
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ, écrit par w_crow
28 chapitres En cours d'écriture
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
Friends or more? , écrit par psychomic4
28 chapitres Terminé
این نخ های وصل و پینه شده که تکه های نامنظم و کوچک و بزرگ قلبم و روحمون رو مثل پارچه های چند رنگ شده بهم وصل میکنه گویی یک عروسک با پارچه های چهل تکه میدوزی تا دوباره مثل روز اولش بشه...اینها همون قطره های اخر برای حفظ جاذبه ی بی رحم و بی قانونی به اسم رابطه و عشقه...همون مقاومتی که با وجود زخم های باز و عمیق لایه های بیرونی و درونی وجودت میخوای زانوهای دردناکت رو بلند کنی و جلوی اون خشمی که سرچشمه ی وابستگی خطرناک و زهرماننده رو بگیری و دوباره و دوباره... بغلش کنی... بهش بگی چیزی نیست... من خوبم... گریه کنه و داد بزنه... بگه متاسفه... برای اینکه بهت سیلی زد... بگه متاسفه... برای اینکه متولد شد تا سرت داد بزنه... بگه نرو... و زجه بزنه برای موندنت... اما تو بگی... من خوبم...اروم باش... درست میشه... درستش میکنیم چون من نمیرم... و درست همون لحظه... از لای اون نخ های دوخته شده... خون چکه کنه... ___________________________________________________ ✴️ درد داره؟ منو میبخشی؟ ازم متنفری؟... ✳️ اره... درد داره... خیلی زیاد... نه... نمیبخشمت... هیچوقت... ولی... ازت متنفر نیستم... ___________________________________ 🔶 Couple : Hyunlix 🔶Genre : psychology, smut, harsh, slice of life 🔻آپلود : روز های فرد ❇️Hope you enjoy it...
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
||Barnaby||                                                           ( Minsung) cover
Innocence in a Gray City cover
𝗠𝘆 𝗹𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲 𝗯𝗮𝗯𝘆 𝗯𝗼𝘆 | پـسـر کـوچـولـو‌ی مـن cover
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ cover
𝖳𝖾𝗑𝗍𝖬𝖲𝖦 • 𝖬𝗂𝗇𝗌𝗎𝗇𝗀 [𝖯𝖾𝗋 𝖳𝗋𝖺𝗇𝗌𝗅𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇] cover
Hyunlix  cover
Friends or more?  cover
Freeze Frame cover
Mr KAWASAKI  cover
𝐑𝐞𝐝 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐢𝐜🩸 (𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧) cover

||Barnaby|| ( Minsung)

30 chapitres En cours d'écriture

داستان درباره امگایی که از بدو تولد مادرش و ندیده و هیچ گرگی نداشته...... اومگایی که علاوه ببر داشتن چنین نقص بزرگی به خاطر مشکلات تکلم نمیتونه با کسی ارتباط بر قرار کنه! و فقط توسط خواهرش پذیرفته شده و یه عضو ترد شدس و حالا تو روز تولدش به خاطره خطایی که توسط برادرش صورت گرفته باید به عنوان خون بست به قبیله ای که همه اون رو به عنوان دشمن میشناسن داده بشه- 🐺Coupel:Minsung,Hyunlix 🐺Gener:Omegaverse,comedy,smut 🐺Writer:The parallel