حاضری چه چیزی رو برای نجات خانوادت فدا کنی؟ حاضری تا کجاها به خاطر مردم سرزمینت پیش بری؟
برای کایلا ... آخرین پرنسس قبیله ی اژدهای نیلگون ...
بهاش ازدواج با یه دشمن قسم خوردست ...
ازدواجی که بتونه هر دو سرزمین رو نجات بده ...
اون گلای قرمز کار خودشونو کرده بودن اما... تهیونگی که زیر بارون دید...
پسری که دویید تا خو دشو بهش برسونه, توی روز تولدش...
شاید هوسوک هیچ وقت قرار نبود بفهمه همه ی اینا چه معنی میده...