Story cover for Russian Roulette  by carmel_h
Russian Roulette
  • WpView
    Reads 101
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 2
  • WpView
    Reads 101
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 2
Ongoing, First published Apr 08, 2022
Mature
لوهان، خسته از زندگی و دردهای بی پایانش تصمیم مهمی گرفته بود. به خودش یک ماه وقت داده بود تا درمورد زنده موندن یا رها کردن این زندگی فکر کنه. و حالا فرصتش تموم شده بود. توی این یک ماه نتونسته بود خودش رو به ادامه ی این زندگی قانع کنه. دلش با تمام وجود طلب آزادی میکرد. مثل پرنده ای که سال ها توی قفس زندانی شده باشه و دیگه نتونه طاقت بیاره. به محل مورد نظرش برای پایان این رنج رفته بود و آماده بود تا از اون پل مرتفع خودش رو به پایین پرت کنه. چشم هاش رو بست و پرید. ناگهان دستی دور بازوش پیچید و اونو محکم گرفت. لوهان تا روزهای بعد فکر میکرد که اوه سهون نجاتش داده و قراره کمکش کنه. ولی سهون هرگز قرار نبود مرحمی برای زخم های لوهان باشه و لوهان برای پس گرفتن آزادیش هرگز نباید نجات داده میشد.

*

ɢᴇɴʀᴇ: ᴀɴɢꜱᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ᴄʀɪᴍᴇ, ꜰᴀɴᴛᴀꜱʏ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴠᴀᴍᴘɪʀᴇ ᴀᴜ, ᴡᴇʀᴇᴡᴏʟꜰ ᴀᴜ
ᴄᴏᴜᴘʟᴇꜱ: ʜᴜɴʜᴀɴ, ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ᴋᴀɪꜱᴏᴏ
ᴜᴘ ᴅᴀʏꜱ: ꜱᴜɴᴅᴀʏꜱ
ᴡʀɪᴛᴇʀ: ʟᴀᴠᴇɴᴅᴇʀ
ᴄʜᴀɴɴᴇʟ: ʜᴜɴʜᴀɴᴇʀᴀꜰᴀɴꜰɪᴄ
All Rights Reserved
Sign up to add Russian Roulette to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
70 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Extinct | namjin by artonis02
85 parts Ongoing
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
You may also like
Slide 1 of 10
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
 suspended rings||حلقه های معلق cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
Kookv | رد نیش  cover
Extinct | namjin cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
Give me back my camera cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  cover
котёнок. cover

•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

70 parts Ongoing

Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg