Trouble...(Vkook)

Trouble...(Vkook)

  • WpView
    Reads 8,619
  • WpVote
    Votes 1,172
  • WpPart
    Parts 25
WpMetadataReadOngoing13h 46m
WpMetadataNoticeLast published Thu, Feb 16, 2023
یک روز میبینی خیلی چیزا برات عادی جلوه میده ،اعتماد کردن به آدم های اطرافت دیگه شدنی نیست ، از روح لطیف و قلب پاکت سو استفاده شده ! ولی تو فقط نشستی و نگاه کردی ،چون خبر نداشتی ،نمیدونستی انسان می‌تونه از حیوان هم وحشی تر و بی رحم تر باشه!...... قسمتی از فیک _دوسش داری !اما غرورت در و پیکر دهنت رو بسته ! امیدوارم پشیمون نشی کیم !جئون یک بچه هست به راحتی گول میخوره نزار یک مرد غریبه اعتماد اونو به دست بیاره ، توی این یک مورد بهتره آدم عجولی باشی ! _هی اینطور نگام نکن !من قرار نیست عاشقت بشم ،تو بهترین هیونگ دنیایی امیدوارم مثل بقیه بهم پشت نکنی و قلبم رو نشکونی ... _اگه یک روز مجبور شدم این کار رو بکنم از الان بدون متاسفم .... +این همه مدت جئون پیش یک قاتل سریالی وقت میگذرونده ،از همه مهم تر اینکه اون عوضی بدجور توی دل پسرکمون جا باز کرده ،ممکنه حرف اون رو باور کنه و به همه ما پشت کنه ؟... (قطعا تجربه سوم فیک نویسی بهتره از دو تا اولی میشه !! پس از دستش ندید ....) 🄲🄾🅄🄿🄻🄴:V🄺🄾🄾🄺 G🄴🄽🅁🄴: ,C🅁🄸🄼🄸🄽🄰🄻,R🄾🄼🄰🄽🄲🄴,🄳🅁🄰🄼,،S🄼🅄🅃،D🄰🅁🄺, W🅁 🄸🅃🄴🅁:🅈🄰🅂🅈 U🄿 🅃🄸🄼🄴: T🄷🅄🅁🅂🄳🄰🅈🅂 کاپل : ویکوک ،نامجین.... ژانر :درام ،جنایی،دارک ،اکشن ،هیجانی ،اسمات ،کمی هم طنز ... رایتر : یاسی وضع
All Rights Reserved
#571
kook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Haven [Kookv, Yoonmin]
  • seal of ownership |  jungkook ✔️
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •●
  • Pink Rabbit Season.1
  • 𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭𝔂 𝓭𝓪𝓷𝓬𝓮(YOONMIN)
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́

زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی

More details
WpActionLinkContent Guidelines