Don't look back!

Don't look back!

  • WpView
    Reads 223
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadComplete Fri, Jun 3, 2022
By: UpInOrbit (AO3) Translated by: @thatbluetommo دنیا توی همون روز‌های‌ اول از بین رفت. اولش سعی کردن جنازه‌ها رو دفن کنن؛ توی ردیف‌های طویلی از قبر‌هایی که تا چشم کار می‌کرد روی زمین کنده بودن. روز سوم بود که از این کار دست کشیدن. تعداد جنازه‌ها زیاد بود، و خیلی زود فهمیدن چیزی که مرده قرار نیست همیشه مرده باقی بمونه. حتی کپه‌های خاک هم مانع برخواستنشون از مرگ نمی‌شد. و اینطور بود که دنیا سوخت و خاکستر شد. افق به رنگ قرمز و نارنجی در اومد. شعله‌های آتش به آسمون زبونه کشیدن. کم‌کم همه چیز زیر لایه‌ای از خاکستر دفن شد و قرمزی آتش تبدیل به تنها چیزی شد که یکنواختی رنگ خاکستر‌ها رو به هم می‌زد. با این حال، بعد از گذشت پنج سال، دنیا هنوز هم همرنگ خاکستر‌ها بود... داستان امید و عشقی که از زیر خاکستر مرگ بیرون اومده. کاپل: شوکی(کیهیون و شونو)
All Rights Reserved
#25
adventure
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐌𝐘 𝐃𝐀𝐃𝐃𝐘(𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭)
  • cute baby
  • The Sunset Island (STONY)
  • Dilemma
  • my lovely master
  • Sarkesh
  • Pirate Prince Namjin Ver.
  • fiction kookv"vkook
  • distance
  • Whiskey[ویسکی]

-من یه ددی دارم که عاشقشم.اون منو دوست هم نداره ولی بهم اعتماد داره.ددی من به هیچکی اعتماد نداره حتی به مامانش که عزیزترینشه.اون دچار بیماری پارانوئیده.حقم داره. یه دشمن بزرگی داره.میدونید کی؟پدرش.چرا؟فقط بخاطر اینکه تصمیم گرفت مثل اون قاچاقچی نباشه.پدرش هر کاری میکنه تا اونو عصبی کنه و به سمت خودش بکشونه.جانگکوک وقتی عصبی میشه غیر قابل کنترل میشه و هر از گاهی دلش میخواد ادم بکشه.من حاضر شدم خودمو مازوخیسم جا بدم وبردش بشم تا به من اسیب بزنه، حرصشو رو من خالی کنه ولی کسی مثل باباش نشه.نمیخوام اونم قاتل بشه. عشقه دیگه خود به خود باعث میشه بخاطرش هرکاری بکنم ژانر: اسمات،اکشن،بی دی اس ام،انگست

More details
WpActionLinkContent Guidelines