ANGEL [L.H]

ANGEL [L.H]

  • WpView
    LETTURE 165
  • WpVote
    Voti 42
  • WpPart
    Parti 6
WpMetadataReadIn corso
WpMetadataNoticeUltima pubblicazione lun, lug 17, 2023
WpInfo
Fanfiction
5sos
ازم پرسید: راجع به فرشته ها چی میدونی؟ کوتاه خندیدم و طبق تصورات عامه ی مردم گفتم: اونها موجودات زیبا و خیلی مهربونی هستن که جامه‌ی سفید میپوشن، دو تا بال روی شونه هاشون دارن و مردم رو نجات میدن. جملاتم طوری بود که انگار یه بچه ی ۵ ساله توی مهدکودک داشت به معلمش راجع به فرشته ها توضیح می‌داد. با توصیفات کودکانه‌م، لب پایینش رو بیرون داد و به آرومی سر تکون داد: هوم... درست میگی یهو از دهنم در رفت: تو درست شبیه فرشته هایی. و واقعا هم بود. شباهت هاش با موجود توی توصیفاتم کاملا با عقل جور در میومد، حتی پیرهن مردونه‌ی گشاد و سفیدی که اون شب پوشیده بود. فقط بال نداشت. شاید هم داشت ولی من نمیدیدم سرخی ای که روی گونه هاش رو پوشوند نشون دهنده ی این بود که چطور خجالت کشیده: ممنون Lashton Hemwin Persian Fanfiction Start: 2022/6/1
Tutti i diritti riservati
#5
5sos
WpChevronRight
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
Illustration

Potrebbe anche piacerti

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • bunny and bear (Taehkook)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Wrong number
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 💎••SpotLight••💎

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Più dettagli
WpActionLinkLinee guida sui contenuti