Forgetting | vmin

Forgetting | vmin

  • WpView
    مقروء 269
  • WpVote
    صوت 19
  • WpPart
    فصول 1
WpMetadataReadللبالغينمكتمِلة جمعة, أبريل ٢٩, ٢٠٢٢
. ‎مرور خاطرات برای یک ذهن فراموشکار اتفاق نمیوفته اما ایا ممکن نیست فرد دیگه ای با خاطرات ذهن دیگری قدم به قدم به مرگ نزدیک بشه؟ . . . یه بچه با اسم تو جیمینم (: . . ایستادن قلبت ... ورژن ویکوکش هم اپ شده و میتونید اونو برید و بخونید امگاورس و امپرگ نیست وانشات پایان یافته شاید سد اند ، شایدم هپی اند (:
جميع الحقوق محفوظة
انضم إلى أكبر مجتمع لرواية القصص في العالماحصل على توصيات قصص مخصّصة، احفظ قصصك المفضلة في مكتبتك، وقم بالتعليق والتصويت لتنمية مجتمعك.
رسم توضيحيّ

قد تعجبك أيضاً

  • Maddening lie's | KOOKMIN
  •  ༺𝑰𝒏𝒂𝒑𝒑𝒓𝒐𝒑𝒓𝒊𝒂𝒕𝒆༻
  • serendipity(ترجمه شده)
  •  suspended rings||حلقه های معلق
  • 🍒Cherry Lips 💋
  • I feel blue
  •  Truth The Untold-Untruth  [kookmin]
  • bailemos
  • fell for a playboy
  • l need you♡

📌 [ نام داستان: دروغ های دیوانه کننده ] 📌 [ ژانر: برشی از زندگی، انگست، رومنس، اسمات، امپرگ ] 📌 [ خلاصه‌ی داستان: باید مثل زوجی که منتظر به دنیا اومدن بچشون بودن رفتارمیکردن اما هیچ چیز اون‌طور که باید پیش نمی‌رفت. نه احساس بینشون مثل قبل بود نه رفتارهاشون. درست اینه که بگیم جونگ‌کوک‌ دیگه مثل قبل نبود. مردی که همیشه داخل رابطشون پیشقدم بود و احساسی تر رفتار میکرد به هیچ وجه مثل جونگ‌کوکی نبود که جیمین می‌شناخت! جیمین این مرد رو نمی‌شناخت! اما سوالی که داخل ذهن جیمین مدام می‌چرخید این بود که چرا؟! چرا اینقدر باهام سرد رفتار میکنه؟ دلیل رفتار جونگ‌کوک چی بود؟ خیانت؟ *** + « توچی؟ تو میتونی تظاهر کنی که عاشقمی یا فقط داری واقعیت رو بهم نشون میدی؟ جونگ‌کوک! از حست نسبت به من چیزی باقی مونده یا فقط دارم خودم و خودت رو با دروغ هام گول می‌زنم؟! » *** _ « مخالفت خانواده‌ی من؟ محروم شدنم از ارث؟ هیچکدوم برام مهم نبودن فقط تنها چیزی که میخواستم جیمین بود. داخل تمام سال هایی که باهاش اشنا شدم ترسیدم. ترسیدم نزارن بهش برسم. شاید واقعا یه ترسوام که لیاقتش مرگه » 📌 Channel: @Writerscottage

تفاصيل إضافية
WpActionLinkإرشادات المحتوى