little moon
  • Reads 20,439
  • Votes 2,490
  • Parts 20
  • Reads 20,439
  • Votes 2,490
  • Parts 20
Complete, First published May 11, 2022
Mature
چشمامون از چیزی که دیدیم  گرد شد . 
با اون موهای صورتی و لبای قرمزش ، اشک از چشمای گرد و تیله ایش رو صورتش میریخت و انگشتای سفید و کوچولوش به پایین هودی صورتیش چنگ زده بودن. 

پاهای لختشو از سرما جمع کرد و من ... دلم برای موجود کیوت رو به روم بدجور ضعف رفت .

تهیونگ مبهوت بهش اشاره کرد 
_این همستر کیوت ..جین هیونگه؟ 

_آره انگار 




ژانر : ریل لایف ،کیوت، لیتل اسپیس ،ددی کینک، اسمات،روانشناسی

کاپل اصلی: جین سنتریک 


Genre: real life, cute, little space, daddy kink, smut,psychological

 Main couple: jin centeric


writer: world_love_moon (Donya)


Thanks for choosing my fic 💜
All Rights Reserved
Sign up to add little moon to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
✧HOME✧ by timi_vkook
42 parts Ongoing
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
TENSION🍷(vkook) by seta8603
34 parts Ongoing
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst Couple: vkook ،....secret ♡ Setayesh* این اولین تجربه فیک نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
You may also like
Slide 1 of 10
after sunset [yoonmin] cover
love me cover
Heal Me | ᴊᴍ+ʏɢ cover
همسایه‌های ناسازگار < یونمین > cover
✧HOME✧ cover
BTS ONESHOT  cover
TENSION🍷(vkook) cover
one shot(4ver) cover
Koi No Yokan | Yoonmin🪐✔️ cover
baby boy�💫 cover

after sunset [yoonmin]

17 parts Complete

دستاش رو نوازش وار روی گونه‌های زخمی پسر کوچیکتر کشید و با بغض زمزمه کرد:(( چطور تونستی اینکارو باهام کنی وقتی تنها کسی که بهش اعتماد داشتم تو بودی؟ )) جیمین سرش رو پایین انداخت و بغضش رو قورت داد. چطور می‌تونست بگه می‌ترسیده یونگی وقتی درباره هویتش بفهمه ازش متنفر بشه؟ از خودش خجالت می‌کشید که به قوی بودن عشق یونگی اعتماد نداشته. لبای لرزونش رو روی هم فشرد و با خجالت جواب داد:(( متاسفم عالیجناب.)) 🀄 yoonmin 🀄vkook