Obálka příběhu pro overdose [L.S] od 1dcloen
overdose [L.S]
  • WpView
    přečtení 1,644
  • WpVote
    Hlasy 358
  • WpPart
    Části 10
  • WpView
    přečtení 1,644
  • WpVote
    Hlasy 358
  • WpPart
    Části 10
Dokončeno, poprvé publikováno kvě 12, 2022
"Short story "
 [Complete]
"اصولا از تازه واردا خوشم نمیاد"
بیخیال سرش رو روی دفترش خم کرد و مداد و بین انگشتاش چرخش داد....
Všechna práva vyhrazena
Pro přidání overdose [L.S] do své knihovny a dostávání aktualizací se zaregistruj
nebo
#66onedirection
Pokyny k obsahu
Taky se ti může líbit
پروسوپاگنوزیا | بایلر (فعلا آپدیت نمیشه) od baremmm
Části: 6 Rozepsáno
______𝑷𝒓𝒐𝒔𝒐𝒑𝒂𝒈𝒏𝒐𝒔𝒊𝒂______ "نمی‌دونم چرا، ولی وقتی بهت نگاه می‌کنم، همه چیز واضح می‌شه... حتی اگه همه‌ی دنیا تار باشه، تو واقعی به نظر میای." پسری که به خاطر بیماریش نمیتونه کسی رو درست ببینه و چهره‌ها رو فراموش می‌کنه، وقتی ویل رو می‌بینه، انگار برای اولین بار همه چیز واضح شده. نمی‌دونه چرا، اما نمی‌تونه چشم ازش برداره، همه‌ی دنیا تاریک و مبهمه، ولی اون یه پسرک با چشمای فندوقی و لبخند خجالتی مثل یه چراغ روشن وسطشون می‌درخشه. - زمانی که ریچی کاملا غرق خوش گذرونی و دختر بازیه، دانش‌آموز انتقالی جدید وارد کلاس می‌شه و یه جورایی همه چیزو بهم می‌ریزه. نمی‌دونه چرا، ولی از همون لحظه اول کنجکاوش می‌کنه و اگه یه کم فرصت پیدا کنه، حتماً می‌خواد باهاش کل‌کل کنه، یه چیزایی بگه، بخنده و حواسش رو پرت کنه. این بچه عجیب غریبه، غرورش هم خیلی بزرگه و ریچی یه جورایی ازش خوشش میاد، هرچند خودش هیچ وقت نمی‌گه چرا و فقط میره جلو و تلاش می‌کنه نزدیکش بشه.
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 od ihatemae
Části: 30 Rozepsáno
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Taky se ti může líbit
Slide 1 of 10
پروسوپاگنوزیا | بایلر (فعلا آپدیت نمیشه) cover
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 cover
•Sweet Everythings• [BakuTodo] ~ by wanderingalonelypath on AO3 cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺» cover
LOST cover
Calendar! |L.S| cover
Magic of green  cover
Roses And Mandala cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
heartlight cover

پروسوپاگنوزیا | بایلر (فعلا آپدیت نمیشه)

Části: 6 Rozepsáno

______𝑷𝒓𝒐𝒔𝒐𝒑𝒂𝒈𝒏𝒐𝒔𝒊𝒂______ "نمی‌دونم چرا، ولی وقتی بهت نگاه می‌کنم، همه چیز واضح می‌شه... حتی اگه همه‌ی دنیا تار باشه، تو واقعی به نظر میای." پسری که به خاطر بیماریش نمیتونه کسی رو درست ببینه و چهره‌ها رو فراموش می‌کنه، وقتی ویل رو می‌بینه، انگار برای اولین بار همه چیز واضح شده. نمی‌دونه چرا، اما نمی‌تونه چشم ازش برداره، همه‌ی دنیا تاریک و مبهمه، ولی اون یه پسرک با چشمای فندوقی و لبخند خجالتی مثل یه چراغ روشن وسطشون می‌درخشه. - زمانی که ریچی کاملا غرق خوش گذرونی و دختر بازیه، دانش‌آموز انتقالی جدید وارد کلاس می‌شه و یه جورایی همه چیزو بهم می‌ریزه. نمی‌دونه چرا، ولی از همون لحظه اول کنجکاوش می‌کنه و اگه یه کم فرصت پیدا کنه، حتماً می‌خواد باهاش کل‌کل کنه، یه چیزایی بگه، بخنده و حواسش رو پرت کنه. این بچه عجیب غریبه، غرورش هم خیلی بزرگه و ریچی یه جورایی ازش خوشش میاد، هرچند خودش هیچ وقت نمی‌گه چرا و فقط میره جلو و تلاش می‌کنه نزدیکش بشه.