Story cover for The outcast by Merlin_Drucker
The outcast
  • WpView
    Membaca 2,116
  • WpVote
    Vote 208
  • WpPart
    Bab 16
  • WpView
    Membaca 2,116
  • WpVote
    Vote 208
  • WpPart
    Bab 16
Lengkap, Awal publikasi Mei 16, 2022
Dewasa
رانده شده

[تکمیل]

ژانر: درام، طنز، فانتزی ، هپی اند، اکشن 

شیپ: تهکوک

خلاصه: تهیونگ فرشته ی مرگی که به خاطر عشق بی حد و مرزش نسبت به جونگ کوک بوکسور از بهشت رونده میشه و بال هاشو از دست میده.. چی میشه اگه عاشقانه های این دو ، صحنه قدرت نمایی بین عشق و زندگی ناعادلانه رو رقم بزنه؟؟

قسمتی از داستان:
+تو کجایی لعنتی دیگه کجارو باید دنبالت بگردممم که پیدات کنم؟ که یه بار دیگه فقط یه بار دیگه ببینمت؟ دنیا رو زیرو رو کردم برات ، نیستی نبودی کجااااایی؟ باید آسمونو به زمین بیارم بابت دیدن فرشتم؟ مگه من خدای کوچیکت نبودم؟ حالا خدات داره بهت دستور میده که برگردی... که توهم مثل بقیه آدما تنهاش نزاری 
روی زانوهام نشستم و سرمو پایین انداختم... قطره اشک مزاحمی از چشمم چکید روی خاک .. 

_فرشته هایی که عاشق انسان ها بشن بال هاشونو از دست میدن و رها میشن... تو رهام نکن جونگ کوک.


#3 فرشته
#6 فیکیشن
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan The outcast ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Łuŋa fºresŧ oleh SarahMp8
17 bab Bersambung
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
Łuŋa fºresŧ cover
My special omega cover
my bunny🐰 cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
Lutan | Vkook cover
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 cover
قوربانی cover
Koko and Meow |au| cover
mojito 𓏲 KV ✔️ cover
Lutan | Kookmin  cover

Łuŋa fºresŧ

17 bab Bersambung

کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy