Story cover for Sharon Melody by LeeFlourish
Sharon Melody
  • WpView
    LECTURES 3,864
  • WpVote
    Votes 991
  • WpPart
    Chapitres 71
  • WpView
    LECTURES 3,864
  • WpVote
    Votes 991
  • WpPart
    Chapitres 71
Terminé, Publié initialement mai 22, 2022
─𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑳𝒊𝒙
─𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍

سال ۱۹۲۷ ، وقتی چوسان در حال گذروندن ۱۶امین سالگرد رسمی اشغال شدن توسط ژاپنی ها و از دست دادن تک به تک نماد ها و یادگاری هاش بود ،
نوازنده ای بی پروا برای اثبات پافشاری روی علاقش وارد کلاب شارون شد. با وجود مخالفت های زیاد ، تصمیم گرفت نشون بده تسلیم نمیشه و از موسیقی که نمی تونست یک لحظه هم دست از تحسینش برداره ، حفاظت می کنه.  برای همین توی کلاب شارونی که بین خونه های اشرافی با سقفی شیروونی خاکستری رنگ ، سازه ای ناهمگون به حساب می اومد ، باقی موند.
درون کلاب شارون با ظاهرش تفاوت زیادی داشت. در بین تاریکی راه پله ی اون ساختمون ، می شد گرمای هاله ای از آفتاب رو حس کرد. ردپایی از خاطراتی که در حال از بین رفتن بود و اشخاصی که شاید حتی از مرد نوازنده هم بی باک و بی پروا تر به نظر می رسیدن.
به خصوص پسرکی که رنگ چشم هاش ، انعکاسی متفاوت از آفتاب رو نشون می داد.
Tous Droits Réservés
Table des matières
Inscrivez-vous pour ajouter Sharon Melody à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#11استریکیدز
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
𝐓𝐡𝐞 𝐎𝐮𝐭𝐥𝐚𝐰𝐬 , écrit par Narrator_Cat
16 chapitres En cours d'écriture
☠︎ 𝕋𝕙𝕖 𝕆𝕦𝕥𝕝𝕒𝕨𝕤 ☾☼ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒀𝒖𝒏𝒔𝒂𝒏𝒈, 𝑾𝒐𝒐𝒔𝒂𝒏, 𝑺𝒆𝒐𝒏𝒈𝒋𝒐𝒐𝒏𝒈 𝑮𝒆𝒏𝒆𝒓: 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑷𝒔𝒚𝒄𝒉𝒐𝒍𝒐𝒈𝒚, 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝒔𝒎𝒖𝒕 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑵𝒂𝒄𝒄𝒐 ◥قدرت واقعی در ایجاد قوانین نیست، بلکه در توانایی شکستن آن‌هاست!◤ -فرانسیس بیکن ☠︎مردم معمولی سال‌ها از بیماران روانی‌ و قانون شکنانی که با عشق ورزیدن؛ درمان شده بودند، قصه گفتند. اما پارک‌ سونگهوا خوب می‌دونست بیرون کشیدن افراد نابِهنجار از آلودگی چقدر سخته، جونگ وویونگ تماماً دردِ زیستن با قلبی مریض رو درک می‌کرد و در این بین، کانگ یوسانگ برخاسته از دلِ همون مردم معمولی بود. شاید این سه نفر از معدود افرادی بودند که می‌فهمیدن داخل عمارتی تاریک و در اسارت یک باند مافیایی که کارش نه عاشق دخترهای زیبا شدن؛ بلکه بریدن سرها و نوشیدن خون‌هاست، واقعاً چه خبره؟ ✰"چرا بهم می‌گی خورشید؟" "این یه جور سنت در دنیای کاری ماست. هرکس لقبی داره چون جامعه بهش اون نقش رو نمی‌ده. پس خودش برای خودش هویت می‌سازه... با دیدن تو که چقدر درخشانی، به فکرم رسید مثل باریکه‌ی نور توی زندگیِ سیاه من می‌مونی!"☀︎
Chocolate Time , écrit par the_redlady69
9 chapitres En cours d'écriture
وضعیت: درحال‌آپ کاپل: کوکوی🐰🐯 ژانر: تاریخی، مدرسه‌ای، روزمره، فانتزی/تخیلی، سفر در زمان، ماجراجویی، اسمات خلاصه⚠️: تهیونگ دانشجوی هنر، بخاطر رد شدن در امتحان درس تاریخ، مجبور می‌شه برای پاس کردن واحدش، یک پروژه عملی انجام بده. یک تحقیق و یا ارائه راجب درس رو مخِ4، "سلطنت چوسان در دوره‌ی خاندان جئون" اما به خودش میاد و متوجه می‌شه که به گذشته رفته. چطوری؟ کجا؟ کی؟ نمی‌دونست. باید برمی‌گشت اما یک مشکلی بود! "زمان کیم... زمان، تو فقط تا وقتی فرصت داری که شکلات داخل دستت آب بشه." ____ بخشی از داستان: کسی قرار نبود بفهمه من اهل این‌جا نیستم. کسی قرار نبود بفهمه من همه چیز رو کم‌وکاست راجب آینده این امپراطوری‌ها می‌دونم. کسی قرار نبود بفهمه یک کتاب‌درسی مسخره دارم که به قول خودتون پیش‌گویی‌ خدایان‌تون هست! من قرار بود هیچ‌کسی باشم و بعد چند ماه برگردم به زمان خودم، ولی حالا ببین!! این‌جام و بخاطر خرافات احمقانه‌ی شما عقب‌افتاده‌ها نزدیک چوبه دار ایستادم! نه... این‌کار رو نکن امپراطور جئون! تو... تو با توطئه‌ی درباری‌هات می‌میری‌ بذار کمکت کنم! _ چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
Red Ruby cover
"Since 1894" Capitain Jeon cover
Flirting With The Prince (💋معاشقه با شاهزاده ) cover
D-Day cover
Love , Revenge  cover
𝐓𝐡𝐞 𝐎𝐮𝐭𝐥𝐚𝐰𝐬  cover
SOGEUM	{stray kids} 🎐 cover
uncial  cover
Your Warm Hands | Namjin cover
Chocolate Time  cover

Red Ruby

67 chapitres Terminé

(یاقوت سرخ) ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ _به صدای قلبت گوش کن و هرکاری که گفت، همون کارو انجام بده +از اعتماد کردن به قلبم پشیمون نمیشم؟ _اعتماد به قلبت پشیمونی میاره و اعتماد به عقلت حسرت...تو کدوم و ترجیح میدی؟ +به قلبم گوش کردم... _خب...چی گفت؟ +میشه بغلت کنم؟ ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ کاپل:کوکمین_سکرت ژانر:تاریخی_درام_فانتزی_کمدی_سفر در زمان نویسنده:لیان ( کامل شده_ درحال ویرایش ) ورژن کوکوی فیک در همین اکانت آپ میشه...