no one was like you

no one was like you

  • WpView
    Reads 7,948
  • WpVote
    Votes 1,558
  • WpPart
    Parts 37
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Sep 12, 2022
کاپل: یونمین ژانر: انگست،درام،جنایی خلاصه: چهار ساله همه ازش متنفرن.. پدر،مادر،بردار.. حتی همه ی فامیل با نگاه های پر از نفرت دلش رو به درد میارن... فقط و فقط به جرم بی گناهی.. بی گناهی که توی دادگاه همه گناهکاره.. تا اینکه بعد از چهار سال غریبه ای رو میبینه که از هر آشنایی براش آشنا تره.. یا شاید آشنایی که از هر غریبه ای براش غریبه تره:) خودش هم نمیدونه ولی این میشه آغاز داستان دوباره ی اون.. حتما بخونید ‼️ های فندوقا.. من قبلا این موضوع رو واسه بقیه ی بچه ها گفته بودم حالا یه سری فندوق جدید هم اضافه شده که خواستم به شما هم بگم که سوتفهام نشه.. این فیک در اصل ایدش از یه رمان ایرانیه خب.. یعنی یه جورایی بازگردانیه.. ولی من خودم مینویسم... یه سری جملات از اون توی ذهنم مونده که بهش اضافه میکنم... ولی خب اولاش زیاد شبیه اونه ولی جزئیاتش چون کاپلاش گی هستن تغییر کرده.. من دنبال آیدی یا نشونی از نویسندش هم گشتم که ازش اجازه بگیرم ولی متاسفانه جز یه اسم چیزی ازش گریم نیومد وگرنه بقیه که منو میشناسن میدونن به هیچ عنوان حاضر نیسم حق کس دیگه ای رو بخورم.. ‼️
All Rights Reserved
#52
taekook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 💎••SpotLight••💎
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Wrong number
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines