~• 13 October | Kookmin •~

~• 13 October | Kookmin •~

  • WpView
    Reads 291
  • WpVote
    Votes 34
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureComplete Fri, May 27, 2022
WpInfo
Fanfic
BTS
″وانشات 13 اکتبر″ By 🇯 🇪 🇴 🇳 🇯 🇪 🇫 🇫 ~~~~ همه ی آدم ها روزی تنهات میذارن... با هر قصد و نیتی چه به اجبار، چه به خواست خودشون پایان هر رفتنی متقاوته... یکی میره و دیگه برنمیگرده یکی میره و با اینکه نیست، یادش میمونه و... یکی میره و دوباره برمیگرده! ~~~~ _ I'm not going..I promise not to go, Jungkook..even..even if I go I will take you with me.. I promise ... _ من نمیرم..قول میدم که نرم، جونگکوک..حتی..حتی اگر هم برم تو رو با خودم میبرم... قول میدم... ~~~~ وانشات کاپل: کوکمین ژانر: رمنس، روانشناسی، رازآلود، روزمره، انگست، دلهره آور، اسمات
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • she is back
  • Shsh!
  • مکالمات غم زده~[LS]
  • But I'm a boy {Mpreg} [ Persian Translation ]
  • ZAYN MALIK'S QUOTES
  • Restart
  • Madness Says [L.S]
  • Planes |L.S| [Persian Translation]
  • hannibal : Silence & rising
  • This House No Longer Feels Like Home (Persian Translation)

رزی دختری که تو هشت سالگی پدر و مادرش کشته میشه و دوست خانوادگیشون اقای پارک اونو به خونه خودش میاره و بزرگ میکنه...رزی بخاطر اذیت های مادرخوندش و درمان افسردگیش به امریکا میره و اونجا تحصیل میکنه اما بعداز پایان تحصیلش به اصرار پدرخوندش مجبور میشه برگرده و به دروغ های بزرگ زندگیش پی میبره کاپل:رزکوک

More details
WpActionLinkContent Guidelines