Story cover for phantom pain by Stupid_nun
phantom pain
  • WpView
    LECTURAS 2,080
  • WpVote
    Votos 549
  • WpPart
    Partes 11
  • WpView
    LECTURAS 2,080
  • WpVote
    Votos 549
  • WpPart
    Partes 11
Concluida, Has publicado jun 03, 2022
Contenido adulto
در پزشکی دردی وجود دارد بنام فانتوم پِین که به آن درد خیالی هم گفته میشود ؛ اما خیالی نیست. بیمار واقعاً درد میکشد اما از عضوی که دیگر نیست. مثل پایی که قطع شده یا انگشتی که جایش بین بقیه انگشت ها خالیست. انگار فرد نگاه میکند به جای خالی چیزی و درد میکشد از نداشتنش، از نبودنش و دردی که کسی نمیفهمد. دردی که به گمان همه خیالیست.
جیسونگ عزیزم من هم مدت هاست درگیر این درد خیالی هستم هر روز روبه روی اینه به درونم خیره میشوم و جای خالی قلبم را برانداز میکنم و از نبودنش رنج میکشم

-لی مینهو 6 فوریه 2022


Couple : minsung*hyunin

Genre : romance*drama*angst

{پایان یافته}
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir phantom pain a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ de golabaton
27 partes Continúa
🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton برشی از داستان: _بازم اهریمنم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته... با کمال میل... با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Oath of Silence  de insomnia28fic
6 partes Continúa
Genre : Omegaverse , historical, romance, mpreg, military Couple: chanmin , han lee(minsung , hon top ) 2min , secret داستان من بین سال‌های ۱۹۴۱ تا پایان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افته. اون زمان،کره‌ جنوبی تحت اشغال ژاپن بود. مردم اجازه‌ی استفاده از زبان کره‌ای نداشتن، اسم‌هاشونو ژاپنی می‌کردن، و همه چیز زیر کنترل مستقیم ارتش بود و ممکنه در فیک با اسامی ژاپنی مواجه بشید که در پارت اطلاعات گفته میشه. با شروع جنگ، دولت ژاپن، آلفاهای کره‌ای رو برای حمایت از ارتش به جبهه فرستاد. تمام آلفا ها اعم از زن و مرد مجبور به حضور در جبهه ی جنگ بودن. همه اجبارا سوگند سکوت خورده و توان مقابله نداشتن. داستان من واقعی نیست ولی از واقعیت تلخ الهام گرفته شده. سونگمین یه امگاست که نامزد مینهو بوده و در چاپخانه ای کار میکنه ،با شروع جنگ و اوج گرفتن درگیری ها، دولت ژاپن آلفاهای کره ای رو به جنگ میفرسته و مینهو هم از این قاعده مستثنی نیست. پس سونگمین رو بدست چان میسپره و به جنگ با دشمن میره. آخرین دیدار این زوج در کنار قطار اتفاق میوفته و دیگه هم و نمیبینن
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ cover
𝑂𝑁𝐿𝑌 𝑀𝐼𝑁𝐸(𝐾𝑂𝑂𝐾𝑉) cover
AZKABAN (Minsung) cover
My Precious Trust || vkook|| Sezon1 cover
Fallin' Flower | Minsung ✓ cover
hyunlix/comic cover
My World Based On Your Black Eyes "Hyunin" cover
Oath of Silence  cover
BFF(minsung)  cover
The Boy He Met cover

𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_

27 partes Continúa

🔻عنوان: مُهر اهریمن ♦️کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton برشی از داستان: _بازم اهریمنم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت می‌داد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک می‌کرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزه‌ای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته... با کمال میل... با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه‌ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف وخونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...