Story cover for [Rumination] by LuttoIsHere
[Rumination]
  • WpView
    LECTURAS 911
  • WpVote
    Votos 137
  • WpPart
    Partes 27
  • WpView
    LECTURAS 911
  • WpVote
    Votos 137
  • WpPart
    Partes 27
Continúa, Has publicado jun 13, 2022
مادرش گفت «هیچ آدمی هیچ وقت عاشقت نمی‌شه بکهیون»

«بکهیون اون موقع که دنیا می‌خواست مانعت بشه، بخاطر موسیقی با همه جنگیدی. الان که همه بخاطرت می‌جنگن، خودت جلوی خودت رو می‌گیری؟»

نشخوار: هر تفنگی که روی استیج می‌درخشه، یه جایی، یه لحظه‌ای به چیزی شلیک می‌کنه. اواخر قرن بیست و دو، یک صده بعد از پایان حکومت انسانی، تو دنیایی که آواز برای آدمیزاد غیرقانونیه چانیول فقط بخاطر یه رویا زندگی می‌کنه: موسیقی. قبل از اینکه پاش به استیج برسه به جنایتی که سالها قبل از تولدش رخ داده باز می‌شه؛ به مفقودی الهه‌ی استیج، به مرگ پارک بکهیون. "به دنیای جوییدن فکرها خوش‌ امدید."

کاپل: چانبک، هونهان، تهکوک 
ژانر: رمنس، جنایی، خوناشام، اروتیک، رازآلود، دیستوپیا، انگست.
*این داستان نمادین می‌باشد*

[از دشت درخت‌های کریسمس]
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir [Rumination] a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#12هونهان
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Serendipity ~🍀 de SilverBunny6104
54 partes Concluida
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Haumea de Castle_Demon
61 partes Concluida
🔮 Haumea 🧬 Romance • Smut +18 • Omegaverse • Mpreg • Happy end 🥂 Chanbaek • HunHan • KaiSoo • KrisHo 🎩 writer: El ( Elnaz_CH ) 👤 ❄ Editor: Luira ( Eli ) • - من و تو خیلی وقته راهمون از هم جدا شده! از وقتی که احترام همو نگه نداشتیم و همو خورد کردیم! - من و تو راهمون جدا شد و دیگه هیچی نمیتونه ما رو سمت هم برگردونه! عین دوتا خط موازی که هیچوقت بهم نمیرسن! - بیا بذاریم این خط موازی ادامه پیدا کنه و دیگه نزدیک هم نشیم ؛ چون من واقعا حالم بهم میخوره از اینکه بخوام دوباره سمتت بیام! • ━━━━━━🔞🥂━━━━━━ • - چون اون بچه ی منه و تویی که اونو توی وجودت داری امگای منی! معلومه که برام مهمید! مهمید که حواسم بهتون باشه ؛ اگرم جوری هستم و رفتار میکنم که انگار صدبار این اتفاق برام افتاده فقط برای اینه که خودمو کنترل میکنم تا بتونم اوضاع رو کنترل کنم ؛ اگر الان دعوا کنم و داد بیداد راه بندازم , خودمو مخفی کنم چیزی عوض میشه؟ نه! من و اول اخر پدر اون بچه م ! هرکاری کنیم اون بچه ی من و توئه! • ━━━━━━🔞🥂━━━━━━ • - نمیدونم چرا اینجام فقط میدونم نمیتونم دیگه تحمل کنم ، نمیتونم هر لحظه حس کنم تو سینه م قلب ندارم چون تو نیستی پیشم! خسته شدم از این همه دوری و اتفاقای مسخره ای که مقصرشیم! من ... من فقط میخوام پیشت باشم ، میخوام داشته باشمت و بدونم توام همینُ میخوای! - فقط بی
His Proxy Destiny de exo_Bl_fiction
6 partes Continúa
☆Name: "His Proxy Destiny" "سرنوشت نیابتی او" ☆Genre: Romance, Forced Marriage, Mperg, Smut ☆Couple: Chanbaek ☆Author: yas_exowhale ♡خلاصه ی داستان: بکهیون، یه جوون یتیم و تنها، پس از نجات جون آقای پارک (رئیس شرکت و حامی‌ش) از یک ترور ناموفق، با درخواستی شوکه کننده رو به رو میشه... "ازدواج با چانیول، پسر نوجوون آقای پارک که هنوز در دبیرستانیه!" و ازش میخواد مدیریت موقت شرکت رو تا زمانی که چانیول بتونه خودش شرکت رو سر پا نگهداره به عهده بگیره. حالا بکهیون باید تصمیم بگیره که وارد این بازی خطرناک بشه؟ آیا میتونه از چانیول محافظت کند؟ بکیون باید بین وفاداری به آقای پارک و ترس از آیندهای نامعلوم یکی رو انتخاب کنه... در حالی که حتی چانیول رو به خوبی نمیشناسه! ____________✨️🍻 -آها... پس تو همون بکهیونی؟ عروسک خیمه‌شب‌بازی پارک هیون سیک!؟ +هاه؟! چی گفتی احمق؟! عروسک؟! من می‌خوام... _حرف هیچکس رو نمی‌خوام بشنوم! دیروز هم گفتم... همین الان این کوتوله رو از خونه‌م ببرید بیرون!
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
Serendipity ~🍀 cover
Haumea cover
you must love me cover
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  cover
FxxkBoys' Karma | Woosan | cover
Versa  /ziam/ cover
🕊 𝑭𝑶𝑶𝑳 🕊 cover
-Wandering [z.m] cover
His Proxy Destiny cover
SHARP cover

Serendipity ~🍀

54 partes Concluida

🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰