Grey Disteny

Grey Disteny

  • WpView
    Reads 2,749
  • WpVote
    Votes 575
  • WpPart
    Parts 12
WpMetadataReadOngoing3h 32m
WpMetadataNoticeLast published Sun, Jan 5, 2025
WpInfo
Fiction
Historical
سرنوشت خاکستری او بود و یک کلبه ی کوچک و هزاران آرزو که با هر طلوع آفتاب در باغ گل اطراف، خاک میشد و شب زمانی که گرگ ها زوزه کشان مهتاب نقره ای را ستایش میکردند او در کلبه از پنجره ی کوچکش به باغچه‌ها خیره میشود و شاهد زنده شدن رویاهایش است تنها یک چیز باعث میشود هرروز این کار را بکند آن هم وجدان قوی اش است وجدانی که هیچکس نمی‌تواند حدس بزند چه زمانی میمیرد! 🏅#5 Persian 🏅#1 لری ☞︎︎︎ 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ᴇɴɢʟᴀɴᴅ \1800 🇬🇧
All Rights Reserved
#6
لری
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Omega And His Baby
  • llیاغی کلاس |Class Outlawll
  • عشق در قفس | Love In The Cage (Novel Persian)
  • GLASS ROSE | S2 - SOPE
  • NIGHTMARE
  • Cwtch
  • 𝙎𝙣𝙤𝙬 𝙎𝙩𝙖𝙧 [ғᴜʟʟ]
  • Forgive me sunshine [Completed]
  • Put Me Back Together [Malec]
  • 𝙃𝙤𝙩 𝙈𝙖𝙣[αυ]

وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل: کوکوی 🐰🐯 ژانر: امگاورس، بخشی از زندگی، رمنس، اسمات، انگست، امپرگ، مافیایی خلاصه⚠️: جئون جونگکوک آلفای خوشبختی بود که با امگا کیم تهیونگ ازدواج کرده بود. همه چیز خوب و عالی به نظر می‌رسید تا اینکه امگا راجب شغل همسرش فهمید! یک مافیا! هرچند آلفا نقش زیادی نداشت اما بازم امگا قبول نمی‌کرد تا باهاش به زندگی ادامه بده. بعد از یازده سال طلاق می‌خواست.... حتی با وجود یونگبو‌، پسر کوچولوی هفت ساله‌ی آلفاشون‌! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒

More details
WpActionLinkContent Guidelines