Grey Disteny

Grey Disteny

  • WpView
    LECTURES 2,710
  • WpVote
    Votes 572
  • WpPart
    Chapitres 12
WpMetadataReadEn cours d'écriture3h 32m
WpMetadataNoticeDernière publication dim., janv. 5, 2025
سرنوشت خاکستری او بود و یک کلبه ی کوچک و هزاران آرزو که با هر طلوع آفتاب در باغ گل اطراف، خاک میشد و شب زمانی که گرگ ها زوزه کشان مهتاب نقره ای را ستایش میکردند او در کلبه از پنجره ی کوچکش به باغچه‌ها خیره میشود و شاهد زنده شدن رویاهایش است تنها یک چیز باعث میشود هرروز این کار را بکند آن هم وجدان قوی اش است وجدانی که هیچکس نمی‌تواند حدس بزند چه زمانی میمیرد! 🏅#5 Persian 🏅#1 لری ☞︎︎︎ 𝑳𝒂𝒓𝒓𝒚 , 𝒁𝒊𝒂𝒎 , 𝑵𝒊𝒂𝒍𝒍 ɪɴ ᴇɴɢʟᴀɴᴅ \1800 🇬🇧
Tous Droits Réservés
#598
change
WpChevronRight
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • Put Me Back Together [Malec]
  • White Nights| Vkook |
  • The End Of The World
  • 𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑶𝒏𝒆 𝑫𝒂𝒚 | 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒈𝒊
  • NIGHTMARE
  • Cwtch
  • Omega And His Baby
  • I have to have you [ L.S ]
  • عشق در قفس | Love In The Cage (Novel Persian)
  • FOG2 {ziam} -COMPLETED-

مقدمه: _ اون برادر من نیست. اون یه خیانت کار کثیفه. یه دروغ گو. یه گی. من هیچ ربطی بهش ندارم. الک حس کرد جیس یه چاقوی تیز توی قلبش فرو کرد. هیچی به اندازه کلمه های اون درد نداشت. الان فهمید که کل زندگیش یه دروغ بزرگ بوده. یه زندگیه دردناک. دیگه هیچ نیرویی براش باقی نموند. با دستای لرزونش تیغو گرفت و این دفعه معطل نکرد! . . ● الکی که بهش تجاوز میشه ، از خانوادش و جامعه رونده میشه و بالاخره به مگنس می رسه! #ملک #1.malec [وضعیت:کامل شده]

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives de Contenu