غلاف قصة twilight بقلم yibo6385
twilight
  • WpView
    مقروء 1,325
  • WpVote
    صوت 294
  • WpPart
    فصول 11
قم بالتسجيل كي تُضيف twilight إلى مكتبتك وتتلقى التحديثات
أو
#61exo
إرشادات المحتوى
قد تعجبك أيضاً
The sweet torment of love بقلم mobinaMoshtagh
39 أجزاء مستمرّة
اسم بوک^^عذاب شیرین عشق ژانر^^عاشقانه ♡امپرگ♡ومپایر♡اسمات♡تخیلی خلاصه همه ی مادر بزرگای مهربون درمود خوناشاما تعریف میکنن ولی مادر بزرگ کوک اینجوری نبود....اون قصه های شیرین نمیگفت اون برخلاف همه خوناشامارو مهربون جلوه نمیداد....شاید چون میدونست چه موجودات پستی ان خوناشاما هیچی کمتر از لوسیفر ندارن...اونا بدجنسن و خودشونو موجودات برتر میدونن.....و انسان ها و خدایان و پست میشمرن و کوک پسر 19ساله ای که یه روز توسط یه خوناشام جذاب کیم تهیونگ دزدیده میشه تا به همسری اون دربیاد ولی چرا.....چون اون جزو خدایان برتر آب ، خاک ، باد و آتشه و بله کوک داستان ما خدای تعادل......برتر از خاک...آب....باد و آتش خدایی که به دشمنی دیرینه ی خدایان و انسان ها و خوناشام ها پایان میده _________________________________ بکهیون پسر ویکوک که دلشو به یکی از شیاطین باخته عشق اون و هیونگش به کجاها میکشه؟ آپ^^هرروز به جز آخروهفته ها روزی بیشتر از یه پارت نویسنده ی این فیک خودم هستم و فقط در واتپد آپ میکنم ...لطفا کپی نکنید و اگر جایی دیدن اطلاع بدید
HE IS MY SON (hybrid seasen) بقلم lovestory_goli
3 فصول مستمرّة
خلاصه داستان معروف⬅️ (اون پسر منه *فصل دورگه ها*): تیارا دختری ایرانیست که به دلیل مشکلات مالی تصمیم میگیرد رحم خود را به خانواده ای ثروتمند و خارجی اجاره دهد...ناآگاه از اینکه نوزادی🐺 را در رحم خود پرورش میدهد که خون خوار،و از خانواده ای #خون_آشام است...🧛‍♀🧛‍♂🔮 تیارا بعد از فهمیدن حقیقت و آنکه حالا خانواده نوزاد داخل رحمش به دست دشمن دور و دیرینه خود کشته شده اند،در دل اتفاقاتی سخت و دشوار که به دست دشمن دیرینه رقم میخورد می افتد... *** ژانر 📚: خون آشامی ، اکشن ، رمنس ، انگست ـ.. کاپل های داستان👫: girl and boy سلام عزیزای دلم *گلی * هستم نویسنده فن فیکشن و رمان😍 اومدم با یه داستان کاملا جدید و بشدت جذاب تا باهم کلی خوشبگذرونیم و غرق فضای جذاب داستان بشیم!!😍🤩 امیدوارم دوستش داشته باشید و به دوستاتون هم معرفیش کنید❤️💓 منتظر نظرات و انتقاداتون هستم😘👋🏻 (برای اطلاعات و ارتباط بیشتر به کانال تلگرام سربزنید😍) @lovestories_goli
ENCOUNTER بقلم ukiyostory
52 أجزاء مكتمِلة
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original