Story cover for twilight by yibo6385
twilight
  • WpView
    Reads 1,358
  • WpVote
    Votes 297
  • WpPart
    Parts 11
Sign up to add twilight to your library and receive updates
or
#7ویمین
Content Guidelines
You may also like
𝗣𝗼𝗶𝘀𝗼𝗻 𝗞𝗶𝘀𝘀║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by Iyeseulkim2000
62 parts Complete
بوسه ی سمی (کامل شده)🩸🍷 خون پسرک آنقدر دلچسب بود که می توانست تا آخرین قطره جانش بنوشد و مثل باقی شکارهایش رها کند تا بمیرد ولی فلز سرد و سوزنده ای به لب پایینش خورد و تلخی مزه اش را حتی نچشیده حس کرد. نقره؟ زنجیر نقره؟ لحظه ای فقط سرش را عقب برد و زنجیر را قاپید. کشید و کند تا کناری پرت کند و به کارش ادامه بدهد که با دیدن صلیب کوچک آویزان بر رویش وحشت کرد. همان یک گاز و یک مکش! مردک وحشی مدالش را از گردنش کند و عقب دوید و او که هم از ترس هم از درد و ضعف توان ایستادن نداشت پای دیوار افتاد. متجاوز عقب عقب رفت و در تاریکی گم شد. یعنی خواسته اش آن زنجیر ساده و ارزان بود یا با دیدن صلیب از تجاوز کردن به او منصرف شده بود؟ اما نه این شروع تجاوز احتمالی نبود که...با ترس دست به زخم گردنش کشید و نوک انگشتانش را در آن تاریکی آزار دهنده نگاه کرد. خون؟! ─── ・ 。゚⊛: *.🩸.* :⊛゚。・─── ⋮🩸🍷𝗙𝗶𝗰 𝗡𝗮𝗺𝗲 ⇒ بوسه ی سمی ⋮🩸🍷𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲𝘀 ⇒ کوکوی، سپ، یونمین ⋮🩸🍷𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀 ⇒ سوپرنچرال، خون آشامی، اسمات، خشن ⋮🩸🍷𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 ⇒ امی وسترن (@theamywestern) ⋮🩸🍷𝗘𝗱𝗶𝘁𝗼𝗿 ⇒ یسول کیم ⋮🩸🍷𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁 & 𝗘𝗻𝗱 𝗗𝗮𝘁𝗲 ⇒ 24 Oct 2020 ~ 21 Sep 2022
You may also like
Slide 1 of 10
 ⌜𝐓𝐡𝐢𝐫𝐬𝐭𝐲 𝐨𝐟 𝐌𝐨𝐨𝐧 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝⌟  cover
شب طولانی Lengthy Night 🔥💋 cover
𝕸𝖎𝖓𝖙 𝕭𝖔𝖞 cover
~|Great secret ♡ Sope cover
ZORIS cover
A human among vampires cover
نفرین شیرین   sweet curse  cover
𝗣𝗼𝗶𝘀𝗼𝗻 𝗞𝗶𝘀𝘀║𝗞𝗼𝗼𝗸𝗩 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ cover
Devil's Eye cover
Beautiful but selfish cover

⌜𝐓𝐡𝐢𝐫𝐬𝐭𝐲 𝐨𝐟 𝐌𝐨𝐨𝐧 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝⌟

10 parts Ongoing

[کامل شده] -در دل جنگل ممنوعه، در عمارتی متروک که در روشنایی روز هم تاریک می‌نمود موجودی افسانه‌ای زندگی میکرد. موجودی که سالها بود محکوم شده بود به تنها بودن. اما در آن طرف مرز های جنگل در میان انسان ها دختری بر روی تپه ایستاده بود به جنگل ممنوعه چشم دوخته و با خود میگفت: روزی دور از چشم بقیه به آنجا میروم. او معتقد بود که تمام داستان هایی که راجب آن جنگل میگویند خرافات است و از ذهن مردمان ترسو نشات گرفته است. اما خبر نداشت که در آن جنگل و درون آن عمارت که گویی دقیقا زیر ماه قرار گرفته و گرد وحشت را در فضا پخش میکرد چه سرنوشت خونینی در انتظار اوست