تایجیتو (یین‌یانگ) | Taijito
  • مقروء 34,944
  • صوت 8,007
  • أجزاء 69
  • مقروء 34,944
  • صوت 8,007
  • أجزاء 69
مستمرة، تم نشرها في يونـ ٢٦, ٢٠٢٢
للبالغين
فردی مسکوت که با دنیای تیره‌اش آرام است و دنبال‌کننده زندگی روزمره ساده‌ایست که تنها آن را بگذراند. حال اگر فردی بخواهد به دنیای تاریک و سیاه این شخص روشنایی ببخشد چه می‌شود؟! اثر هنری اعجاب انگیزی همچون دو الهه اربوس(الهه تاریکی) و الهه آپولون(الهه روشنایی) ، نماد تایجیتو(نماد یین‌یانگ) را به ارمغان دیده‌ها می‌آورد. چگونه می‌شود این دو نفر که در دو بُعد متفاوت زندگی می‌کنند دل به یکدیگر ببازند و همچون روز و شب یکدیگر تا تکمیل کنند ؟ 
ژانر: رومنس، اسمات، درام، انگست
کاپل اصلی: ووسان
نویسنده: آدینل
ویراستار و ادیتور فصل اول: 
M.z، silver shades، Moonchild 
 سلین، وویانیانگ، جوجه مینگی، سویونگ، روباهِ کیوتچه

تشکر ویژه از عزیزانم داشتم که برای ویراستاری این داستان مشتاقانه قدم برداشتند و نقش آفرینی بزرگی کردند با زحمت و مسئولیت زیادی که محول شده بودند تمام تلاش خودشون رو برای سهولت خواندن و نگارش این داستان به کار بردند؛ از صمیم قلبم از یکایک بزرگوارانم ممنونم امیدوارم تمام زیبایی‌ها سهم زندگی و قلب مهربونشون شه💫 سپاس از دریای بیکرانِ محبتتون؛♥️

WooSan.G_M
جميع الحقوق محفوظة
الفهرس
قم بالتسجيل كي تُضيف تایجیتو (یین‌یانگ) | Taijito إلى مكتبتك وتتلقى التحديثات
or
إرشادات المحتوى
قد تعجبك أيضاً
TENSION🍷(vkook) بقلم seta8603
34 جزء undefined أجزاء مستمرة
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst Couple: vkook ،....secret ♡ Setayesh* این اولین تجربه فیک نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) بقلم tiny8m1t
25 جزء undefined أجزاء مستمرة للبالغين
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق