جئون جونگکوک ؛ پسر ساکت و خجالتی یه سرایدار معمولی که برای آینده ش آرزو های بلندپروازانه ی زیادی داره... اون همیشه دقیقا میدونه که از زندگی چی میخواد و داره چیکار میکنه و بنظر میرسه هیچ چیز نمیتونه حساب کتابش رو بهم بزنه! جونگکوک یه پسر خوبه!
کیم تهیونگ ؛ همون بچه پولدار پر سر و صدا و همیشه خندونی که از دور مثل یه تیکه الماس میدرخشه... اما خب... همیشه همه چیز اونجور که بنظر میاد نیست درسته؟ یه سیب سرخ درخشان ممکنه یه سیب سرخ سمی باشه!
چی میشه اگه هیچ چیز اونطور که توی رویاهات می بینی جلو نره؟ چی میشه اگه ناگهان از خواب بپری و ببینی تنها چیزی که جلوی روته ، زمین بازی کثیفیه که حتی فکرشم نمیکردی؟ برای یک لحظه به خودت میای و می بینی این تویی که داری توی باتلاقی که خودت درست کردی فرو میری ، بدون اینکه حتی ذره ای شبیه کسی باشی که قبلا بودی!
#1 بنگتن
#1 درام
#1 کوکوی
#1 رومنس
#1 انگست
Genres : Romance , Drama , Smut , Slice of life , Angst , mystery , others??
Couples : Kookv , Yoonmin , others?? :)
Season 1 completed
Season 2 on going...
┊Summary:
اشرافزاده بودن همیشه شامل یک سری قوانین مشخص میشد اما جونگکوک نه مثل بقیه بزرگ شده بود و نه هم ریشهی اونها بود. به خاطر همین هم حاضر شد برای نجات دوستی که هرگز ملاقاتش نکرده بود، پا به کشوری بذاره که به خاکستری بودن شهرت داشت. حالا کی تضمین میکرد که تا چه مدت میتونه اونجا زنده بمونه؟
┊Teaser:
"- تهیونگ، خوشحالی؟
لرز نامشخصی از سوال پرسیده شده توی تنش نشست.
- هستم. تو چی، خوشحالی؟
- هستم.
سرش رو پایین انداخت و به دست آزاد جونگکوک که فاصلهای با دست خودش نداشت، نگاه کرد. میتونست موقع راه رفتن دستش رو بگیره؟
- پس یعنی برمیگردی؟ قرار شد وقتی خوشحال کنار هم قدم زدیم برگردی.
- بیا یه تعداد مشخصی رو تعیین کنیم. مثلا وقتی ده بار خوشحال کنار هم قدم زدیم من برمیگردم.
انگشت اشارهاش رو به دست جونگکوک زد و به سمتش برگشت.
- با این تعدادی که تو گفتی تا ابد باید همینجا بمونی!
- پس پنج تا؟
- سه تا.
- قبوله!"
┊Genres: Romance, angst, smut, Political
┊Couple: Vkook (vers)
┊Writer: osiris
┊Up: saturday