÷پاپا
_جانم؟
÷میشه فردا بریم پیش دوست یونتان؟
_میخوای دوست یونتان رو ببینی؟
÷دوست یونتان و بابا جدیده
ته لبخند کوچیکی زد که توی تاریکی اتاق معلوم نبود، اما حقیقتا خوشحال بود...
سوجین واکنش بدی نشون نداده بود و انگار مشکلی با این موضوع نداشت
فلاف_اسمات_رومنس_جنایی
+18
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.