Brat Omega

Brat Omega

  • WpView
    Reads 9,659
  • WpVote
    Votes 1,435
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jun 24, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
امگای لوس تهیونگ به امگای رو به روش خیره بود. بوی قهوه ی توی کافه بینیش رو پر کرده بود ولی بازم میتونست عطر شیرین وانیل و توت فرنگی جیمین رو حس کنه. چند بار پلک زد. - پس داری میگی که میخوای من نقش نامزد قلابیت رو بازی کنم؟ - آره - و حاضری بابتش بهم پول بدی؟ - البته ... وگرنه که قرارداد کاری نیست... - چقدر؟ - خب....ده برابر حقوقت تو شرکت تهیونگ باور نمیکرد داره چی میشنوه. قرار بود هم کار پیدا کنه هم یه پول هنگفت؟ - خب اگه مثلا....قبول کنم قرار دادمون شامل چی میشه؟ جیمین یکم فکر کرد. - اول از همه...امشب ... باید باهم بریم مهمونی خانوادگی من....و خب من تقریبا سه ماه پیش به بابام گفتم که چند وقته با یکی قرارمیزارم و به همین زودی قراره نامزد کنیم..... تهیونگ با دقت قرارداد رو خوند. چیزی که باب میلش نباشه وجود نداشت. بعد از اینکه تهیونگ قرار داد رو امضا کرد به همراه جیمین از شرکت خارج شد. امیدوار بود پشیمون نشه. با خودش فکر کرد نامزد قلابی یه امگای لوس بودن اصلا کار سختی نیست. اصلا مگه پارک جیمین کی بود؟ تهیونگ که تا حالا اصلا اسمش رو هم نشنیده بود.
All Rights Reserved
#14
fakedating
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • grey
  • 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐇𝐚𝐧𝐝 𝐎𝐧 𝐌𝐲 𝐓𝐡𝐫𝐨𝐚𝐭 (𝐌𝐲 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 𝐈𝐧 𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐏𝐚𝐥𝐦)
  • العاشق المجنون bts:
  • OWNED | RK ( مكتمله )
  • أّلَمَ أّلَحٌبِ || Pain love +18
  • ꨄ𝑴𝒊𝒏𝒅 𝒓𝒆𝒂𝒅𝒆𝒓ఌ{مُكتَملة}
  • خُضوع ألفَا | vmin
  • My guilt | vkook 18
  • Destiny (Completed)
  • The jeon pack『Jikook 』✓
grey

كانت عائلة كبيرة تحكمها قوانين الجد الصارمة.... و لم يكن هنالك احد يجرؤ على اعتراض اوامره . لكن.. يوجد ضيف جديد قادم ليزعزع عهد هذه العائلة ويخرج الحقائق المدفونه منذ سنوات طويلة. ومن ينتصر في الاخر ؟.... الحب ام الانتقام... . . . الحب ما هي الا كلمة صغيره لا تعبر عن ما اخفيه لكِ بداخلي صديقتي العزيزة.... كيم تايهيونغ . . . صدفه وموقف سيء كان لقاؤنا كما وصفته انتِ لكنه اجمل شيء قد حصل في حياتي. كانت اللحظه التي التقت فيها عيناي بعيناكِ... كيم جيمين . . . لا استطيع ان اقطع عهدا بانني لن اكذب عليكِ يوما لكن اعدكِ بانني ساحبكِ رغم كل شيء. فلقد كان الاساس بيننا كذبة ... جيون جونغكوك gray

More details
WpActionLinkContent Guidelines