Brat Omega

Brat Omega

  • WpView
    Reads 9,654
  • WpVote
    Votes 1,435
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jun 24, 2025
WpInfo
Fanfic
BTS
امگای لوس تهیونگ به امگای رو به روش خیره بود. بوی قهوه ی توی کافه بینیش رو پر کرده بود ولی بازم میتونست عطر شیرین وانیل و توت فرنگی جیمین رو حس کنه. چند بار پلک زد. - پس داری میگی که میخوای من نقش نامزد قلابیت رو بازی کنم؟ - آره - و حاضری بابتش بهم پول بدی؟ - البته ... وگرنه که قرارداد کاری نیست... - چقدر؟ - خب....ده برابر حقوقت تو شرکت تهیونگ باور نمیکرد داره چی میشنوه. قرار بود هم کار پیدا کنه هم یه پول هنگفت؟ - خب اگه مثلا....قبول کنم قرار دادمون شامل چی میشه؟ جیمین یکم فکر کرد. - اول از همه...امشب ... باید باهم بریم مهمونی خانوادگی من....و خب من تقریبا سه ماه پیش به بابام گفتم که چند وقته با یکی قرارمیزارم و به همین زودی قراره نامزد کنیم..... تهیونگ با دقت قرارداد رو خوند. چیزی که باب میلش نباشه وجود نداشت. بعد از اینکه تهیونگ قرار داد رو امضا کرد به همراه جیمین از شرکت خارج شد. امیدوار بود پشیمون نشه. با خودش فکر کرد نامزد قلابی یه امگای لوس بودن اصلا کار سختی نیست. اصلا مگه پارک جیمین کی بود؟ تهیونگ که تا حالا اصلا اسمش رو هم نشنیده بود.
All Rights Reserved
#14
fakedating
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ابن العم...(مكتمله♡♕)
  • العاشق المجنون bts:
  • OMEGA CAT tk¹⁸
  • I'M NOT A BOY | RK ( مكتمله )
  • grey
  • أّلَمَ أّلَحٌبِ || Pain love +18

التعود يؤدي الي صداقه والصداقه تؤدي الي حب❤ ابن العم❤❤روقيه: قاعده بتسمع فيروز وبتشرب اقوتهاا وبتفكر ليه يحيي مقبلش يسمع حاجه زي كده اوي انا كانت فعلا بتدايق لما يكلمني عن فاطمه بس مكنتش بظهر ده ولاني عارفه ان اسامه وفاطمه بيحبوا بعض وكلها فتره ويتجوزو وان يحيي اصلا كل شويه يكلم بنت شكل الا اني كنت بدايق بردوا بس ده عشان ابن عمي وصحاب......صح عشان صحاب مره واحده باب البلكونه اترزع.. روقيه:عااااااا في اي يخربيتك..... يحيي:اكتمي انتي قاعده هنا يختي رايقه اه ماالحلوه جااايه لها عريس وفرحانه لا وحاطه مسك كمان ده اي الحلوه ديه ياختي محدتش شاف جمالك انهارده ولااي روقيه:وانت بتزعق ليه دلوقتي وبعدين انت ازي تدخل هنااا وترزع الباب كده يحيي:انا ادخل مكان ما انت عاايز وف اي وقت وصوتك ميعلاش سمعه روقيه:لا مش سمعه وانت متزعقش ليه كده وبعدين انت مالك اي مدايق يعني ان متقدم ليه عريس ولا سيتك تحب وتتسرمح هنا وهنا يحيي:ايوا يعني هو انتي عايزه تحبي وتتسرمحي ولا اي مش فاهمه يعني انا ولد ولد(الكلمه اللي الكل بيتحاما فيها) روقيه:يعني اي ولد يعني ساعت الحساب يعسل ابقا قول انا ولد وانا مقولتش اتسرمح ذيك وانا عمري اما اعملها وانت عارف كده كويس اوووي وانا اصلا معرفش مين العريس ده اصلا يحيي بيحاول يهدي:ممم والهانم بقاا

More details
WpActionLinkContent Guidelines