سلام من اسکارلت هستم نویسنده این داستان ، و قراره یه وانشات باشه و این که چون اولین کارم تو واتپده انتظار ندارم کلی طرفدار پیدا کنه
_________________
نام : 𝕞𝕒𝕤𝕢𝕦𝕖𝕣𝕒𝕕𝕖
ژانر : امگاورس، اسمات 🔞 و پایان باز
کاپل : چانبک
خلاصه : مدرسه ها داخل سئول تموم شده بود و سئول دقیقا آخرای تعطیلات بود ، هیچ چیز و هیچ کس نمیتونست بکهیون رو افسردگی در بیاره تا این که یه شب لوهان دوست صمیمی بک که مثل خودش یه امگا بود بهش زنگ زد و گفت یه مهمونی بالماسکه برای خودش و اون جور کرده که اگه بک میفهمید قراره تو اون مهمون زندگیش از این رو به اون رو بشه(بدبخت بشه) حتی جواب لوهان رو نمیداد .............
خب باید بگم که این وانشات قرار با همون یه پارتش صحنه 🔞 داشته باشه پس من دیگه هشدار هام رو دادم......... :))
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
+سوپرایززززز....
_ج...جیمین این یعنی چی؟
=لعنتی چطور تونستی؟
+فکر کردین واقعا عاشقتونم فکر کردین گذشته رو فراموش کردم؟
_ولی ما دوست داشتیم جیمین!
ژانر:امگاورس،امپرگ،انگست
کاپل:تهکوک_ویمینکوک_سپ_نامجین
فصل اول کامل شده~♡