masquerade

masquerade

  • WpView
    Reads 9
  • WpVote
    Votes 3
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jul 16, 2022
سلام من اسکارلت هستم نویسنده این داستان ، و قراره یه وانشات باشه و این که چون اولین کارم تو واتپده انتظار ندارم کلی طرفدار پیدا کنه _________________ نام : 𝕞𝕒𝕤𝕢𝕦𝕖𝕣𝕒𝕕𝕖 ژانر : امگاورس، اسمات 🔞 و پایان باز کاپل : چانبک خلاصه : مدرسه ها داخل سئول تموم شده بود و سئول دقیقا آخرای تعطیلات بود ، هیچ چیز و هیچ کس نمیتونست بکهیون رو افسردگی در بیاره تا این که یه شب لوهان دوست صمیمی بک که مثل خودش یه امگا بود بهش زنگ زد و گفت یه مهمونی بالماسکه برای خودش و اون جور کرده که اگه بک میفهمید قراره تو اون مهمون زندگیش از این رو به اون رو بشه(بدبخت بشه) حتی جواب لوهان رو نمیداد ............. خب باید بگم که این وانشات قرار با همون یه پارتش صحنه 🔞 داشته باشه پس من دیگه هشدار هام رو دادم......... :))
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • نفرین شیرین
  • My silver omega/Minsung
  • Forgive Me
  • Hope (Complete)
  • ♨My Hope_Vkook♨
  • °Endless love ~ عشق بی‌پایان°
  • It's my baby
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐁𝐨𝐨𝐤
  • 𝓜𝔂 𝓢𝔀𝓮𝓮𝓽 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓢𝓽𝓸𝓻𝔂  🌙

جنگکوک :امگایی که خیلی زیبایه ولی به همون اندازه دست نیافتنی اون جلو همه الفاها وایمیسته و هیچوقت سرخم نمیکنه تهیونگ :الفایی که هرشب با یک امگایه و هیچکس جرعت مقابله باهاشو نداره و هر چیزیم که بخواد به دست میاره چی میشه اگه این دوتا روبه رویه هم قرار بگیرن؟؟؟ *قسمتی از فیک * "بلاخره مال من میشی تا کی میخوای فرار کنی؟؟؟" "توهم مثل بقیه الفاها هرزه ای ولی من بلدم چجوری ازیه الفا تبدیلت کنم به یه امگا "

More details
WpActionLinkContent Guidelines