Abditory ( Chanho / Hyunlix )

Abditory ( Chanho / Hyunlix )

  • WpView
    LETTURE 2,633
  • WpVote
    Voti 713
  • WpPart
    Parti 13
WpMetadataReadPer adultiIn corso
WpMetadataNoticeUltima pubblicazione sab, mag 4, 2024
_بیا اینجا رو به «Abditory» خودمون تبدیل کنیم. میدونی یعنی چی؟ سکوت... _کلمه ی Abditory به معنی جایی هست که دست هیچ کسی بهش نمیرسه و تنها هستی داخلش. جایی که بتونی از دنیای شلوغ اطرافت فرار کنی. جایی مثل یه مخفیگاه! جالبه نه؟ سکوت.... *** زمانی که چان، به همراه برادرش، هیونجین، بعد از سالها دوباره به خونه ی دوران کودکیشون برمیگردن، به شکل غیر منتظره ای، با دوستهای قدیمیشون رو به رو میشن. اما گذر زمان خیلی چیزها رو تغییر داده. برای چان...مینهو اون کسی که سالها پیش میشناختش نبود و میدونست اتفاقی تغییرش داده که باید میفهمید چه چیزی هست؛ که قطعا کار آسونی نیست. بین دو پسر، چیزی فراتر از احساس دوستی ممکنه وجود داشته باشه؟ از طرف دیگه، فلیکس با دیدن دوست دوران بچگیش، احساساتش برای بار دوم بهم ریختن و گیجش کردن. آیا اون میتونه اشتباه گذشتش رو تکرار نکنه و جرئت بیشتری برای ابراز احساساتش به پسر بزرگتر پیدا کنه؟ کاپلها: چانهو، هیونلیکس روزهای اپ : فعلا نامشخص ㅠㅠ ژانر: درام، انگست، معمایی #1 in banginho #1 in minchan #19 in skz #1 in chanho #3 in felix #6 in stray kids #11 اسکیز
Tutti i diritti riservati
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
Illustration

Potrebbe anche piacerti

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Wrong number
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • 💎••SpotLight••💎
  • « تاراج » « 약탈 »
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Più dettagli
WpActionLinkLinee guida sui contenuti