[Completed]
_زین میدونی حکایت الان من حکایت چیه؟
حکایت شازده کوچولویی که با ناراحتی به گل رزش گفت:
بعضی کارا،بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه
زین که میدونست لویی چی میخواد بگه با صدای گرفته ای گفت:
_مثل چی؟
_ مثل وقتی که میدونی دلم برات بی قراره و هیچ کاری نمیکنی زی
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.