🔮 خلاصه رمان - من گربه نیستم تصادف فقط آغاز بود... > «اون تصادف یه تصادف ساده نبود... وقتی یونگی از خارج به کره برگشت، جاده سرنوشتش رو بلعید.چشمهاش که باز شدند، دیگه انسان نبود؛ یونگی تبدیل به یه گربه با حافظهای پر از راز شده بود. حالا باید راهی برای بازگشت به بدنش پیدا کنه، قبل از اینکه رازها اونو برای همیشه تو قفس تازهاش زندانی کنند.»🐾🌙 > اینجا خبری از عشق و درامهای معمولی نیست. اینجا یه گربهی عجیب وسط یه خانوادهی واقعیه-بیتیاس. با رفاقتهای عمیق و رازهایی که فقط خودشون میتونن حلش کنن🐈🐾 ❤️🔥پنج شنبه ها ساعت ۲۳ آپ میشه
More details