delusion

delusion

  • WpView
    Leituras 7,149
  • WpVote
    Votos 1,106
  • WpPart
    Capítulos 24
WpMetadataReadEm andamento
WpMetadataNoticeÚltima atualização ter, jan 10, 2023
تنها چیزی که حس می کرد درد و بود و درد......بند بند وجودش در زجر و عذاب بود.‌‌‌‌.......در دنیایی که همه خواستار خوشی بودند او تنها می خواست که درد نکشد......اشکالی نداشت که اگر خوشبخت نمی شد حداقل کاش درد نمی کشید _شیجیه شیجیه کجایی؟؟.....شیان شیان داره دنبالت می گرده....شیجیه من تنهام....درد دارم شیجیه.......این تنهایی درد دارهه.....کمکم کن +وی یینگ‌داری با کی حرف می زنی؟ _لان ژان لان ژان......شیجیه اومده بود.....لان ژان لان ژان با این حرف وی یینگ لان ژان بند بند وجودش یخ بست کاپل: وانگشیان همونطور که دیدین اسم این فیک توهم هست........وی ووشیان بعد پرت شدن به تپه های تدفین و مرگ عزیزانش روحش بیمار میشه و اتفاقات ناگواری میفته و کم کم حقایق برای همه باز میشه داستانم قراره غمگین باش ولی اخرش هپی اند هست.....حمایتم کنین پس موچ موچ
Todos os Direitos Reservados
#85
fic
WpChevronRight
Junte-se a maior comunidade de histórias do mundoTenha recomendações personalizadas, guarde as suas histórias favoritas na sua biblioteca e comente e vote para expandir a sua comunidade.
Illustration

Talvez você também goste

  • Sharon Melody
  • WAR AND PEACE
  • My Angel Of Death
  • Meine Rose
  •  شیفته ی تو
  • Red Ruby
  • slave of revenge (به بردگی انتقام)
  • Red Japanese lily
  •  Exile To Freedom

─𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆𝒔: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑳𝒊𝒙 ─𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆𝒔: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 سال ۱۹۲۷ ، وقتی چوسان در حال گذروندن ۱۶امین سالگرد رسمی اشغال شدن توسط ژاپنی ها و از دست دادن تک به تک نماد ها و یادگاری هاش بود ، نوازنده ای بی پروا برای اثبات پافشاری روی علاقش وارد کلاب شارون شد. با وجود مخالفت های زیاد ، تصمیم گرفت نشون بده تسلیم نمیشه و از موسیقی که نمی تونست یک لحظه هم دست از تحسینش برداره ، حفاظت می کنه. برای همین توی کلاب شارونی که بین خونه های اشرافی با سقفی شیروونی خاکستری رنگ ، سازه ای ناهمگون به حساب می اومد ، باقی موند. درون کلاب شارون با ظاهرش تفاوت زیادی داشت. در بین تاریکی راه پله ی اون ساختمون ، می شد گرمای هاله ای از آفتاب رو حس کرد. ردپایی از خاطراتی که در حال از بین رفتن بود و اشخاصی که شاید حتی از مرد نوازنده هم بی باک و بی پروا تر به نظر می رسیدن. به خصوص پسرکی که رنگ چشم هاش ، انعکاسی متفاوت از آفتاب رو نشون می داد.

Mais detalhes
WpActionLinkDiretrizes de Conteúdo