«هانیوا»
_بی رحمانه زیبایی، انقدر زیبا که من رو به زانو در میآری. ببین قراره با ادو چیکار کنی؟ به مردمم رحم کن.
+و تو برای محافظت از مردمت چیکار میکنی؟
_خودم رو برای مردمم قربانی میکنم. مال من باش تا
هرروز برات به زانو دربیام هانیوای زیبا و بیرحم من...
_کاپل: سپ(هوپگی)
_ژانر: تاریخی، جنگی، رمنس، انگست
وضعیت: درحال آپ، روزهای جمعه
«این فیکشن پایان یافته و به دلیل بن شدن اکانت قبلی دوباره از اول آپ شده. داستان بدون هیچ تغیری آپ میشه»
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
"خنجر طلایی"
شکارچی، طلسم شده و محو اون زمرد های درخشان که میتونست روحشو به آنها بفروشه بود.
_الان نمیتونم به درستی بگم که من شکارچی ام یا شکار رام شده ی تو...
_تو شکارچی قلب منی..جین
couple: jintae
"@prince_agustD" چنل تگرام