Story cover for changes by Allin2021
changes
  • WpView
    LECTURAS 10,529
  • WpVote
    Votos 489
  • WpPart
    Partes 3
  • WpHistory
    Hora 11m
  • WpView
    LECTURAS 10,529
  • WpVote
    Votos 489
  • WpPart
    Partes 3
  • WpHistory
    Hora 11m
Concluida, Has publicado ago 11, 2022
Contenido adulto
Couple : vkook

Name : Changes‌‌ 💖 تغییرات

ژانر : انگست ، رومنس / کاپل : ویکوک /

🎀 مینی فیک 🎀

اپ : کامل شده
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir changes a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Little Bunny  de Zabi1212
40 partes Concluida Contenido adulto
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
fake love ❗عشق دروغین cover
MINT |𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 cover
Mr.kim's bad boy [taekook][Translated] cover
Little Bunny  cover
Redrum | KOOKV cover
𝐭𝐚𝐩𝐞𝐬, 𝐦𝐢𝐤𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐞𝐥𝐞𝐫. ► cover
تو منو دیوونه می‌کنی! cover
𝐌𝐈𝐍𝐄 / متعلق به من cover
𝐌𝐢𝐧𝐢 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲'𝐬ᵏᵒᵒᵏᵛ cover
Don't You Want Me? ✵ Steve Harrington cover

fake love ❗عشق دروغین

12 partes Continúa

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶