زمانی که دو قبیله ی گرگ و ومپایر از هم جدا شدن
افسونگری که دربین مرز دو سرزمین زندگی میکرد طلسمی ساخت
طلسم این بود که نوادگان دو قبیله با نشانی روی دستشون که به شکل دراگون هست بدنیا بیان
در شب 18 سالگی شاهزاده ی گرگ ها همدیگه رو ملاقات کنند و کسی نمیدونه بعدش چه اتفاقی میوفته
اما اشخاصی میگن که اژدهایی از جنس سنگ به دنیای اونها حمله میکنه و همچیز نابود میشه
ولی اشخاصی هم میگن که این دو دچار احساسی به نام "عشق" میشن که باعث به وجود اومدن موجود جدیدی میشه که بهش دو رگه میگن ینی همزمان ومپایر و ورولف هست.
یعنی کدوم اتفاق میوفته؟ یا اصلا این اتفاق ها میوفتن؟ خب کسی نمیدونه...
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.