جونگکوک موذن مسجد امام علی (ع) و تهیونگ پسرکی بسیجی که آمدن به مسجد برایش از نفس کشیدن واجب تر است.
تهیونگ چگونه قرار است با جونگکوکی که با هیچکس سخن نمیگوید ارتباط برقرار کند؟
-
- و...ولی تو قول دادی که برام عطر مشهدی میاری!
+ متاسفم! متاسفم! به جاش برات تسبیح اوردم!
- از خونه ی من برو بیرون!
-
ژانر: انگست، دراما، روزمره، اسمات
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.