Abandoned, next line!

Abandoned, next line!

  • WpView
    Reads 12,748
  • WpVote
    Votes 2,454
  • WpPart
    Parts 34
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Mar 3, 2023
یونگی هیچی رو به یاد نمیاره و یونگی از اتیش و دود وحشت داره، پسر بچه اگه دقیقه‌ای از اسپری آسمش دور بشه از استرس گریش میگیره و توی یتیم خونه‌ی یانگ، هیچکس نیست که ارومش کنه، مطلقا، هیچکس! حالا حالا، مقصر حال الانش کیه؟
All Rights Reserved
#99
suga
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 002-Payne [Z.M]
  • رز سفید خونین🥀🖤BLOODY WHITE ROSE
  • Clocks That Don't Tick|k.th
  • sometime ideas
  • تناسخ زمان Reincarnation
  • فصل هفتم- مرز باریک میان خاطره و رهایی- کتاب میدان سکوت- نویسنده =Z•Author
  • غرق در چشمانش/𝕯𝖗𝖔𝖜𝖓𝖎𝖓𝖌 𝖎𝖓 𝖘𝖍𝖊'𝖘 𝖊𝖞𝖊𝖘
  • بوسان ٫٫٫٫Bosan
  • من کەوتم بۆت
  • You're My Freedom

-وقتي تو مينوازي، من احساس اميدواري ميكنم. اونها ميتونن خونه هاي مارو بگيرن، دارايي هامون رو، خانواده ها و حتي زندگيمون رو... ميتونن تحقيرمون كنن و ما رو فاقد حقوق انساني بدونن ولي نميتونن خاطرات يا ذهن هامون رو بگيرن؛ نميتونن عشق رو از ما بگيرن. وقتي تو مينوازي،من زندگيم رو كه داره زه هاي ساز تو رو بالا ميكشه،ميشنوم. خودم و تو رو كه توي اين اتاق هستيم،ميشنوم. من همه چيز رو ميشنوم و دنياي من به نواختن ادامه ميده. قلب من با نت هاي تو به تپيدن عادت ميكنه و زندگي بهم برميگرده...

More details
WpActionLinkContent Guidelines