Story cover for *ORACLE* by maha_xixi1485
*ORACLE*
  • WpView
    Membaca 197
  • WpVote
    Vote 37
  • WpPart
    Bab 4
  • WpView
    Membaca 197
  • WpVote
    Vote 37
  • WpPart
    Bab 4
Bersambung, Awal publikasi Agt 25, 2022
با یک پیشگویی به ظاهر ساده و هدیه تولد زندگی خیلی ها عوض شد...
خیلی ها قربانی شدن و خیلی ها زنده موندن.

«یعنی من زندگی خودم و جیمین رو مدیون تو هستم؟»
«بخاطر تو... لیان یه ادم دیگه شد. حداقل کمی متاسف باش»
«تو که میدونستی قراره زندگی من با برادرت چجوری باشه، چرا به منم کمک نکردی؟»
«مسخرست... دروغ تحویل من نده .. من نمیخوامشون. چطور ممکنه اینده رو ببینی عاشق یکی که ازت کوچیکتره بشی؟»
«تو ورژن کوچیک شده پدربزرگتی مینی... دوست نداری چند تا جیمین کوچولو از سر و کولت بالا برن؟»
«میدونم اجازه ندارم اپا صدات کنم چه برسه به اوما.. ولی من که تقصیری ندارم هوم؟ میشه منم دوست داشته باشی؟ اگه باز بگی نه قسم میخورم دیگه نفس نمیکشم»
«عشق اول؟ دروغ تحویل من نده سوک... تا اومدم عاشقت بشم خودت خرابش کردی خودت.. از من گله نکن»

کاپل: کوکوی_سپ_نامجین_«یونمین» یونگجه و جیمین*
ژانر: امگاورس_امپرگ_ انگست_هپی اند؟


بیشتر فوکوس رو کوکوی و یونمین هست**
نویسنده:______
مترجم: ماها
ادیتور: آیسل
بازگردانی شده توسط تیم: سیلور اکسو
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan *ORACLE* ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#82اسمات
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Insanity[جنون]   oleh deniz13851385
91 bab Bersambung
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
he is my alpha (kookv) cover
Jung Pack  cover
Insanity[جنون]   cover
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  cover
فقط به�م بگو/Just Tell me cover
Hand job | Vkook cover
Lovelorn  cover
𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐫𝐢𝐧𝐠𝐬 cover
MISTAKE cover
red lips cover

he is my alpha (kookv)

18 bab Bersambung

تهیونگ فقط ۱۷ سالش بود که مجبور شد با یه فرمانده ی بزرگ و پولدار و از جمله بداخلاق ازدواج کنه و حالا مجبورِ تا یه توله براش بدنیا بیاره...♡ تهیونگ سریع دست الفا رو پس زد ولی الفا لجباز تر سعی کرد شلوارش رو در بیاره. -ولم کن... -وگرنه چی میشه؟‌ فوش خار و مادر آزاده عزیزان✅️ ولی نه به من🚫 روزهای اپ: یه روز در میون یه پارت🫀🤍 کاپل: کوکوی. ژانر: عاشقانه، اسمات، رومنس، ازدواج اجباری، امگاورس