#VKook
جئون جونگکوک، یه بتا، قرار بود به زودی با دختر رئیس پکشون، که یه امگا بود، ازدواج کنه. اما هم خودش، و به طرز عجیبی، گرگ درونش، هیچ علاقهای به اون امگای زیبا و مسحورکننده نداشتن. قصه از اونجایی عجیب و باورنکردنی شد، که کوک، توی یه مهمونی، کیم تهیونگ، پسر رئیس پک دیگهای رو دید! و خب... تهیونگ یه آلفا بود... اما... پس چرا هم قلبش، و هم گرگ درونش برای پیش اون آلفا بودن، التماسش میکردن؟
کاپل:تهکوک
کاپل فرعی:نامجین،یونمین،جنلیسا
ژانر:امگاورس/عاشقانه/اسمات
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.